چطوری هم شاغل باشیم هم تمیز و مرتب؟! (1)

سلام به دوستای عزیز و مهربونم

خب نوشتن یک سری پست هم جزو همون کارهای نیمه تموم پس ذهنم هست و توی لیست کارهای نیمه تمومم نوشتم و بنابراین باید انجام بدم تا خط بخورن و من لذت ببرمقلب یکیش همین پستی هست که چطوری م شاغل باشیم و هم مرتب؟ یکیش پست های آشپزی آسان با سولاردوم هست و یه سری مطالب دیگه که کم کم مینویسم.

خب اول یک چیز رو بگم خدمتتون که میخوام بگم نشد نداره! یعنی اگر من ِ هیلا تونستم پس شماها هم قطعا میتونید. این راهکارهایی که بهتون میگم قطعا و یقینا برای همه جوابگو هست و ربطی به فرز بودن یا نبودن نداره.

من در دوران مجردی یک لیوان تو خونه جابجا نمیکردم و یکی از دلایلی که کلا از ازدواج فراری بودم این بود که به اشتباه فکر میکردم انجام کارهای خونه عین شکنجه است. حتی در دوران عقد هم که کم و بیش یه کارهایی میکردم اما باز از اینکه بار مسئولیت ها کاملا روی دوشم باشه پس ذهنم حسابی میترسیدم.

اما خب یه روزی یه جایی که نمیدونم کی بود و کجا بود من تصویرهای ذهنی قبلی که نسبت به کارهای خونه و شاغل بودن زن خونه و ارتباط مستقیمش با شلختگی داشتم ریختم دور... همیشه ام فکر میکردم اگر هم بخوای شاغل باشی هم مرتب قطعا بدنت از بین میره و زود پیر میشی و وای که چقدر زن ها بدبختن و چقدر در حقشون ظلمه و این مزخرفات! واقعا نمیدونم چرا و چطور این مزخرفات میاد و تو ذهن دخترا تبدیل به تابو میشه. به هرحال نمیدونم چی شد ولی من این تابو رو شکستم پس حتما شما هم میتونید...

خب واقعیتش یکی دوروز از عروسیمون گذشته بود که من کاملا امور خونه رو دستم گرفته بودم و گاهی به خودم میگفتم هیلا این تویی؟؟؟ یا اگر مامانم این ها میدیدنم میگفتن هیلا تو اینهمه هنر داشتی پس چرا تو خونه دست به سیاه و سفید نمیزدی؟ در حالیکه این ها همش به تغییر تصویر ذهنی من بستگی داشت.

خب میریم سر راه کار ها....

بالاخره همه ی خانوم ها به نظرم از انجام یک کاری بدشون میاد و یه کاری رو دوست دارن و نسبت به یک سری از کارها هم سو-سو هستن و نه بدشون میاد و نه خوششون میاد.

اولین کار اینه میشینید یه لیست از تمام کارهای خونه مینویسید. سعی کنید این لیست ریز به ریز نوشته شده باشه مثلا لیست من شامل این کارها بوده و هست:

شستن ظرف ها

تمیز کردن گاز

تمیز کردن کانتر های آشپزخونه

تمیز کردن یخچال

جارو کردن اتاق خواب

جارو کردن سالن

گردگیری اتاق خواب

گردگیری سالن

تمیز کردن سرامیک های سالن

و ....

خوب فکر کنید ببینید از کدوم ها بدتون میاد کدوم ها رو دوست دارید و نسبت به کدوم ها بی تفاوتید.

مثلا من از ظرف شستن و گردگیری خیلی بدم میومد. این جا باید بشینید و به راهی فکر کنید که بتونه انجام این کار ها رو براتون لذت بخش کنه. من برای خودم این راه حل ها رو قرار دادم: 

برای ظرف شستن میرفتم فروشگاه های خیلی خیلی شیک و بهترین و گرونترین و رنگی رنگی ترین دستکش ها رو که بهم انرژی مثبت میدادن میخریدم و میاوردم و هر بار به عشق پوشیدن دستکش ها هم که شده دوست داشتم ظرف بشورم. انقدر که الان کاملا این کار برام تفریح شده و اصلا ازش بدم نمیاد...

برای گردگیری هم همیشه به خودم میگم هیلا هر بار خونه رو حسابی گردگیری کنی جایزه داری و برای خودم یه چیز کوچیک میخرم... این ها برای اون اوایل ازدواج بود که دست گرفتن امورات خونه با توجه به اینکه من دست به سیاه و سفید نزده بودم یکم سخت بود اما من در عرض چند روز همه چیز و مرتب کردم.

و اما اینکه چطوری شاغل باشیم و باز هم خونمون تمیز و مرتب باشه؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟نیشخند

خب بعله میشه و داریم و خیلیییی ام ازون چیزی که فکر میکنید راحت تره به یه ذره درایت و اون لیستی که اون اول نوشتیم احتیاج داریم.

اگر یادتون باشه اون اوایل که شاغل شده بودم بهتون گفتم که انگار من از اول باید شاغل میبودم چون تو دوران خانه داری خیلی وقتا همه چی نامرتب میشد و من حال تکون خوردن و انجام کارها رو نداشتم اما درست از وقتی که شاغل شدم با یکم برنامه ریزی همه چیز مرتب شد و من درست از وقتی که شاغل شدم همیشه خونه م تمیز و مرتب و گردگیری شده و پر از انرژی های مثبت هستش... و این خب دقیقا و مستقیما تو روحیه ی آدم تاثیر داره... 

گفتم انرژی مثبت.... بیاید اول ببینیم چیا انرژی مثبت دارن و چیا انرژی منفی دارن و چطوری انرژی مثبت بیاریم تو خونه و انرژی منفی رو دور کنیم.

خب اون دوستانی که قدیمی تر هستن و تو دوران خرید جهیزیه همراهی میکردن با من یادشون باید باشه که من همیشه میگفتم من خونه ی خلوت دوست دارم و کلا ترجیح میدم زندگیم مینیمال باشه تا پر باشه از خنزر پنزر و چیزهای تزئینی و مجسمه و .... که انرژی منفی دارن و خب یکم هم در مورد فنک شوویی اطلاعات داشتم که الان این هایی که میگم مطالبی هست که تو ذهنمه و دوستانی اگر هستن که تو این زمینه تخصص دارن و میتونن کمکمون کنن خوشحال میشم بگن بهمون. در دوران مجردی در زمینه فنک شویی یکم مطالعه داشتم و خب اینا تو ذهنم ثبت شده... من این مسائل رو توی دیزاین و خونه داریم به کار بردم ببینید شمام میتونید با یک سری تلاش مختصر انجامش بدید یا نه.....

اولین و مهمترین چیزی که من از زندگیمون حذف کردم انباری هست! به نظر من انباری مفهوم نداره شما یا وسیله ای رو لازم دارید یا لازم ندارید. اگر لازم دارید که بذارید دم دست تا استفاده کنید و اگر لازم ندارید اون رو رد کنید بره چون انرژی منفی داره. باید اون وسیله رو بدید به کسی که میدونید استفاده میکنه میتونه از اعضای خونواده اتون باشه یا اطرافیان یا اصلا شخص نیازمندی باشه.

دومین چیزی که من رعایت میکنم... هر سال سر سال بشینید و لباسها تون رو بریزید جلوتون و اگر توی این لباس ها لباسی دارید که حداقل دوازده ماه هست که نپوشیدید بدون تردید رد کنید بره. لباسی که پوشیده نشه انرژی منفی داره و باعث میشه انرژی های منفی تو اون قسمت از خونتون تجمع پیدا کنه و نذاره انرژی های مثبت بگرده توی خونتون. این کار باعث میشه همیشه بر اساس نیازتون خرید کنید و از ترس دور انداختن هم که شده لباس بی مصرف نمیخرید و خیلی به انرژی تون کمک میکنه.

سومین چیزی که من همیشه رعایت میکنم اینه که برای خودتون ارزش قایل بشید. یادتون باشه شخصیت ادم ها از لباس توی خونشون مشخص میشه و روان شناس ها هم معتقدند که اگر کسی توی خونه لباس پاره و سوراخ و  رنگ و رو رفته و گل و گشاد میپوشه این نشان دهنده ی شخصیت واقعیشه و گرنه بیرون و که همه به خودشون میرسن و تمیز و مرتبن اغلب... به خودتون احترام بذارید و تمام لباس های پاره و گل و گشاد و نامرتب و لکه دار و سوراخ رو بریزید دور. حتی اگر شده سه دست لباس تو خونه ای مرتب داشته باشید، اما هرگز به خودتون و به شخصیتتون بی احترامی نکنید... حتی وقتی توی خونه تنهایید حس کنید یه شخص نامریی تو خونه هست که باید کنارش تمیز و مرتب باشید.

چهارمین چیزی که من رعایت میکنم و به اینکه انرژی منفی داره شدیدا اعتقاد دارم بودن مو روی زمین و وسایل و وجود گرد و خاک هست... نذارید روی وسایلتون خاک باشه یا روی ملحفه ها و تختخوابتون و زمین مو باشه. وجود این دو مورد هم به شددت انرژی منفی داره....

خب فکر کنم برای این پست بس باشه ... یه عالمه حرف هست برای زدن فکر نمیکردم انقدر طولانی بشه اما خب شد.... بقیه اش ان شاالله پست بعدی....

ادامه دارد.....

 

/ 49 نظر / 115 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مروارید

خیلی خوب بود ؛ من شدیدا به این نکات احتیاج دارم چون تو تمیزکاری خونه همیشه مشکل دارم . وقتی خونه کثیف و گرد و خاکه کلی حرص میخورم ولی تا بخوام استارت بزنم برای تمیزکاری و جارو پارو چند روز طول میکشه و تو این چندروز همینجور حرص میخورم[گریه][گریه]

نارسی

ممنون هیلا جون خیلی مفید بود من سعی میکنم همیشه خونه رو تمیز نگه دارم ولی برای موها راه حلی ندارم چون موهام بلنده و وقتی میریزه رو سرامیک های روشن حال و اتاق انگار خونه کثیف هست ، حالا مثلا نیم ساعت از جاروبرقی خونه نگذشته ها ولی باز این ریزش مو کار رو خراب میکنه [ناراحت]

اکی

ممنونم هیلا جون[ماچ] مرسی بابت وقتی که گذاشتی . خیلی مشتاقم باقی نکات ریز خونه داری و البته شاغل بودن رو بخونم . به قول دوستان شنیدن و خوندن این مطالب از زبان هیلی ، خیلی قشنگ تره . هیلای عزیز ، منم دوست دارم در مورد آراستگی در محل کار هم برامون بگی . [قلب]موفق باشی عزیزم

یاسمن

خیلی خوشم اومد از مطالبت.منم تازه خونه داری رو شروع کردم و میتونم بگم که 100 در 100 باهات موافقم.مخصوصا در زمینه جمع نکردن چیزای الکی دور خودت. ایشالا همینجوری خوب پیش بری هلیا عزیز

مهرنوش

بسیار عالی بود. ممنون[گل]

پانیذ

سلام منو یادته هیلا؟من الان سر خونه زندگیمم منم مث تو خانه دار شدم ولی خدایی با اینکه شاغل نیستم ولی خیلی خسته میشم البته همه کارارو خودم میکنم سبزی تازه میخرم وخرد وبسته بندی میکنم ترشی ومربا خیارشور خودم درست میکنم و......ولی بازم تو ای ولا داری منکه خیلی خسته میشم

صفا

منم شاغلم و همیشه با تمیزکاری مشکلات دارم. مطالبت مفید بودن.بازم بزار خانومی

محسن

سلام. من چهار سال ازدواج کردم. زنم عشقمه. ولی شلخته استتتتت.... سرویس شدم. جالبیش اینه که دو تا سگم داریم. اونارم دوست دارم. ولی وارد خونه میشی بوی ادرار و مدفوع سگا دیووونم میکنه. خانم تا ظهر خوابن، شبا تا صبح بیدار. حقیرم صبح ساعت 5 صبح میرم بیرون و بعد از ظهر ساعت 5 خوش بینانه خونم. 140 کیلومتر میرمو میام. وقتی میرسم جنازم. اما بازم دلم میسوزه میبرمش بیرون. الان حداقل دو ساله فقط غذای بیرون میخوریم. خرید میکنیم، ولی غذا درست نمیکنه تا مواد غذایی بیات میشن. سینک اشپزخونه بو میده. دستشوییا که دیگه نگو. هر از گاهی خودم استین بال میزنم اما این نمیشه. موندم. من خیلی ادم تمییزی بودم. روی بو هم خیلی حساسم. دارم روانی میشم. یعنی واقعا من دیوونه نیستم که با این شرایط زندگی میکنم.........

محسن

سلام. من چهار سال ازدواج کردم. زنم عشقمه. ولی شلخته استتتتت.... سرویس شدم. جالبیش اینه که دو تا سگم داریم. اونارم دوست دارم. ولی وارد خونه میشی بوی ادرار و مدفوع سگا دیووونم میکنه. خانم تا ظهر خوابن، شبا تا صبح بیدار. حقیرم صبح ساعت 5 صبح میرم بیرون و بعد از ظهر ساعت 5 خوش بینانه خونم. 140 کیلومتر میرمو میام. وقتی میرسم جنازم. اما بازم دلم میسوزه میبرمش بیرون. الان حداقل دو ساله فقط غذای بیرون میخوریم. خرید میکنیم، ولی غذا درست نمیکنه تا مواد غذایی بیات میشن. سینک اشپزخونه بو میده. دستشوییا که دیگه نگو. هر از گاهی خودم استین بال میزنم اما این نمیشه. موندم. من خیلی ادم تمییزی بودم. روی بو هم خیلی حساسم. دارم روانی میشم. یعنی واقعا من دیوونه نیستم که با این شرایط زندگی میکنم.........