هیلا ذوق زدگیان :)))))))

سلاااااااااام خوشگلاااااا الان یعنی من تو ماتحتم عروسییییییییه

یعنی من پروژه ام کامپیوتریه دیگه؟ بعد این صفحه وبم بازه و من هر یه ربع یه بار اگر یادم نره ( :)))) ) رفرش میکنم و هر هر فکر کردین منتظر نظرات شمام؟ نخیرم  الان من و میزنید نه؟؟؟؟ نه نزنید میگم الان. منتظر نظرات پر مهرتون هم هستم ولی از وقتی این کار و میکنم و اون پایین وب های بروز شده رو میبینم تا حالا کلی وب بدرد بخور پیدا کردم که عمرا با سرچ نرسیده بودم بهشون چون رنک شون بالا نبوده که تو گوگول بیاد بالا. بهد اینجانب یعنی هیلا بانو ازین طریق اینا رو پیدا کردم. یعنی این قسمت فیووریت مرورگرم داره میترکه بس که من وب لاگ اد کردم اونجا بهد امروز ظهر یه وبلاگ پیدا کردم خورااااااااااااکم ِ ها. یعنی از ظهر باهاش درگیرم و دیگه من وب گردی نمیکنم همه اش میخوام همین وب که پیدا کردم رو بگردم هی هی همینطور پشت ِ همخندهنیشخند

آخه من 99 درصد ِ مواقع جمعه ظهرا تنهام. بعد امروز در راستای همین تنهایی و اینکه خوب غذا هم از دیشب نمونده بود گفتم خدایا چی بخورم و چی نخورم ورداشتم پاکت ی شیرینی کشمشی رو با قوری گذاشتم ور دلم هی شیرینی بخور چایی بخور شیرینی بخور چایی بخور. که یهو این وب رو یافتم از همون بروز های پرشین شوما بگو چی بود؟ ازین وب هایی بود که فایل صوتی و تصویری داستان های کودکیمون رو داره. اولین داستانی که زدم تو رگ "علیمردان خان در شهر شیاطین بود" عین عقده ای ها سه بار گوش دادم  حتما خوب میپرسین چرا سه بار بهههله بنده برده شده بودم به دوران شیرین کودکی. باور نمیکنین یهو به خودم اومدم دیدم اِه من کجام اینجا کجاس یادم افتاد که بابا خیلی وقته خرس گنده شدم و عروسی کردم و اینجا خونه ی شوور هست در این حد یعنی من سفر در زمان کردم.

یادش بخیر. پنج شنبه که میرسید من دیگه نمیدونستم از دبستان تا خونمون رو چطوری برم. بعد نه که خونمون در راستای همون مدرسه بود کسی نمیومد دنبالم و من خودسرانه باید میومدم خونه. قشنگ یادمه. مقنعه ی سفیدم رو مثل راهبه ها سر میکردم(اون وقتا میگفتیم پرستاری نمیدونم کی یادشه) بعد دو پا یکی میومدم خونه دستم و میذاشتم رو زنگ و مامانم در و باز میکردم بعد من میگفتم مــــــــــــــا مـــــــــــــــــــان ؟ مامانم در جواب میگفت : یامان ! کوفت و مامان. چقدر بگم به من بگو مادر؟؟؟؟ (آخرم نتونست من رو آدم کنه و من هنوزم میگم مامان و گاهی ام میگم مامی ناامید شد از اصلاح من و به همون مامان بسنده کرد. آخه بقیه امون میگن مادر)

بعد میرفتم بیخ گوشش وز وز میکردم که پس کی میریم خونه ی مامان بزرگ؟ میگفت اگر ساکت بشینی درسات رو انجام بدی و مشقاتو بنویسی و سر و صدا نکنی تا من یکم بخوابم (مامانم میگرن داشت و عصرا باید حتما میخوابید)  میبرمت خونه مامان بزرگ. (حالا نه اینکه من کشته مرده ی مامان بزرگم بودم ها . یه زندایی داشتم (و دارم) که نی نی دار نمیشدن و من رو خیلی دوست داشت و از وقتی میرفتم بازی میکردیم و برام قصه میخوند تا وقتی برگردیم . یکی ازین داستان ها سیندرلا بود که میشست باهام میخوند تا حفظ شم و شب 5 شنبه ام دایی م اینا میومدن و با دختر داییم اینا بازی میکردیم و این بود که دوست داشتم بریم. بعد ظهرای جمعهقلب وای خدای من یااااادش بخیییییییییر. اصلا بد جوری دلم هوای اون روزا رو کرده.

جمعه ها بــــــــاید ساعت 10 صبح بیدار میشدیم و حموم میرفتیم و هر ظهر جمعه هم نهارمون آش رشته یا آب گوشت بود. خونمون ازین اتاقای تو در تو بود و به شددت آفتاب گیر. اون قدر که رنگ فرشمون تا نصفه پریده بود. بعد بیدار میشدیم و بلا استثنا برنامه این بود که صبونه تخم مرغ عسلی بخوریم و حمام بریم و کارتون یه ذره ببینیم و بعدم نهار بخوریم و قصه ی ظهر جمعه از رادیو گوش بدیمقلب بعد دیگه مامانم میخواست بخوابه و سردرد نشه که مگه میتونست ما سه تا بچه رو ساکت کنه. برای ساکت کردنمون برامون نوار قصه میذاشت.... داداشم میگفت قصه های دخترونه نذاااااااار.

این بود که ما محکوم بودیم هر جمعه (دقت کنید هر جمعه ) علیمردان خان چه پسری پسر بی ادب و بی هنری اسم اون بود علیمردان خان اهل منزل ز دستش به امان و گوش بدیم ..... بعدم برنامه داشتیم با اداهای داداشم که هی مگفت دلوم میخوا دلوم میخوا....

یادش بخییییییییییییر. این بود که با گوش دادن علیمردان خان سوت شدم به اون روزا آخی یادش بخیر... الانم دارم سیندرلا گوش میدمزباننیشخند انقدر شعرش و خونده بودم از حفظ که تا میگفتم  من سیندرلا هستم هستم با درد و غم آشنا هستم هستم ، خواهرم میگفت کوفت. بسه دیگه.

خلاصه که اینم از من و یادآوری خاطراتی که بسیار دوسش دارم. یاد زندگی اون روزا که خالی بد از هر دغدغه ای بخیر.... یادش بخیر که چقدر روابطمون با خانواده و فامیل یک رنگ و پاک بود...... یادش بخیر.....

خدایا قدر ندونستیمو حالا داریم حسرت میخوریم... میخوام قدر زمان حال رو بدونم که روزی در آینده حسرت امروزم رو نخورم....

خدا جونم کمک کن هر روز آدم بهتری بشمقلب

(شیرینی کشمشی تموم شد حالا فردا نهار چی بخورم؟؟؟؟خنده)

امشب عروسی همکار شووری دعوتیم اون وقت ایشون خوابه و بیدار نمیشه .نیشخند میخوام با مانتو روسری برم. خوب خیلی غریبه اس دیگه در نمیارم لباسم و که. بنابراین راحت میرمزبان)

من برم امیدوارم این پستم بد و کسل کننده نبوده باشه.... من برم زدم هانسل و گریتل دانلود شهنیشخند خوب شد دانلود نامحدود گرفتما وگرنه الان باید غمبرک میزدم که نمیشه دانلود کنم )

من رفتم بابایماچ

/ 53 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرتیستون

واااااااااااااای چند روزی اصلا نظرات پرشین برام یاز نمیشد![کلافه] هیلایی تولدت با تاخیر مبارک دوستم[قلب] راستی دیشب جفت پا وسط خواب من چیکار میکردی؟؟ [نیشخند]

مريناز

سلام عزیزم[بغل] وای گوشوارت چقده قشنگه... مبارکت باشه عزیزم... به شادی استفاده کنی ازش[ماچ] منم دیگ مسی دوست دارم اما شستنش سخته... مامانم داره احساس می کنم چربی دیر ازش پاک میشه... حالا تو استفاده کن بگو چطوریه... مباذکت باشه[لبخند]

شکوفه

حالا يعني ما چون نميتونيم خوب بنويسيم و وب نداريم گناه كرديم كه نميشه رمز داشته باشيم و از نوشته هاي خوب شما استفاده كنيم؟؟؟ [قهر] شوخي كردم [زبان] بالاخره نوشته هاي خودتونه و صلاح ميدونيد ديگه ... عزيزم من خودم شخصا چون هرروز همراهيت ميكردم دوست داشتم تو تمام لحظات باهات باشم .. همين ...[ماچ]

افسون(عروس شیرازی)

ببخش عزیزم که خیلی وقته بهت سر نزدم..میدونی که اوضاع چطور بود.... منم با عیلمردان کلی خاطره دارم...چه وبلاگای خوبی معرفی کردی....کلی یاد بچگی هام افتادم...دوران شاد و بی غصه و استرسی داشتیم...

ماه كوجولو

من حسن رو نمشناسم كه

طنین

خوبی هیلا؟ چیزی که نشده؟

بهار

سلام اونروز که پست پازل گذاشتی خیلی ناراحت شدم فرداش میخاستم برم مشهد شاید باورت نشه اولین کسی که اسمش اومد تو ذهنم تو بودی دعا کردم هر چی حیر خدا برات بزاره سر راهت همین طور که نماز خوندم بازم تو ذهنم بودی و موقع خداحافظی هم هیمنظور امیداورم همیشه بخندی[زبان]

غزاله

هیلا جون اون رمزی که بهم دادی که عکسا رو باز نکرد؟[گریه][گریه]

بی بی گل

ایشاله هرچی ب صلاحتون بشه خانمی من از گوشوارت خوشم اومد هیلا؟ این تو گوش کردنش سخت نیست؟؟؟ اون قسمت زنجیریش؟ امسشون چی بید؟

به تو چه !

چقده تو بی ادبی اه اه