اعصاب تیریت :(

سللللللللللااااااااااااااااااااااااام به خوشجلای خودم خوبین؟

عزیزانم چقدر دلم براتون تنگ شده بود بدووووویییییییییییین بپرین بغلم ماچ بدینبغلماچ

آقا این شوهر ما یه سوتی داده اگر بگم....قهقهه حیف که کاملا خصوصیه و خیلی ها جنبه اشو ندارن وگرنه میگفتم شمام میخندیدین و شوهر جونتون اگر همچین سوتی ای میخواست بده مثل من سرویس نمیشین و ...خجالتقهقهه

خب دوست دارین از سخنان مادر شووری جونم بشنوین؟

اون روزی خونشون بودم نزدیک اذان مغرب گیر داده پاشو برو حموممممم.

من و میگین؟!عصبانی

هی به رو خودم نمیارم گیر داده  هی.

بعد میگم نمیخوام بابا لباس ندارم خبعصبانی

میگه: پاشو برو تو من بهت زیر پوش میدمتعجب

دقیقا همین قیافه ی من و دید و سریعا اصلاح کرد که : منظورم تی شرتهیول

حالا شوور خان هم نشسته و اصصصصلا تو باغ نیست.

ما یه وامی داریم میگیریم که کوچکترررین ربطی به اینا نداشت و ضامن هم خودمون جور کردیم و اینا کوچکترین نقشی توش نداشتن.شوهر گریزلا هم برای دادن بدهیش رو سند خونه پدرشوشو میخواد وام جع اله بگیره..

مادرشوهر: هم شما هم شوهر گریزلا رو این خونه وام گیرتون اومد طفلک بچه ام...(شوهر آناستازیا رو گفت)!!!!!!!! من و میگین :تعجب جوابش و ندادم چون شوهرم نبود و اگر چیزی میگفتم ممکن بود 1000 تا روش گذاشته شه و تحویل شوهرم داده شه.

آآآآآآآمممممممممممماااااا به محض دیدن شوهرم بهش گفتم و ازونجایی ام مادرشوهر راز نگه نمیداره همه جا میخواد این جمله رو احتمالا بگه اولتیماتم دادم به شوهر خان که اگر جایی بشنوم این بار در جا جواب میدم و شوشو گفت راحت باشنگران میدونه این کارا ازم بر نمیاد که این و میگه!!!!!!! هیییییییی بابا...

خلاصه که ما داستان داریم با این وضعیت!!!

نمیدونم چطوری به این شوهر خان باید بقبولونم که نگه چیزی از کارامون و برنامه هامون بهشونکلافه

راستی رفتیم یه شهر بازی تو شهر...تا حالا نرفته بودم من.چقدرررررر کشتی اش ترسناک بود.نگران گلوم پاره شد بس که جیغ و ویغ کردم.

بعدش رفتیم ماشین بازی یارو گفت خانم به شرطی میذارم سوار شی که جیغ نزنیساکت

من :نیشخند

خلاصه که اجازه داد و کلی کیف کردیم جای همه ی دوستای مهربونم خالی.

احتمالا این پست بعدا نوشت هم داره بامن همراه باشینننننننننننننن.

و امااااااا سوتیییییییییییییی

سلام دوستان بابا اینجا من مجازی ام شما مجازی این قبول؟ولی خب در اینکه ممکنه برای هم حقیقی شیم شکی نیست و فکر نکنین من بی ادبم فقط این ماجرا جالب انگیز بود و خواستم شمام بخونین چون خودتون اصرار کردین.پس نشینین بگین این ته تغاری چه بی ادبه هاااااااابرونیشخند آآآآآآآآآقا اگر بدونین شوهرم چه سوتی ای دادهاگرررررر بدونین

یعنییییییییییییییییییییییییییییییییییا اگر بدونین

روم نمیشه بگم خببابا بخدا خصوصی بین خودمون و مربوط به روابط زن و شوهریه بابا گفتم اگر نگم بهتون الان میگین این ته تغاری خودش رو چُس کرده

خیله خب میگم ولی بدونین خیلی بی ادبین که گیر دادین

آقا داستان ازین قراره که شب ساعت 4  رسیدیم خونه مادر شوهر اینا و پاورچین پاورچین رفتیم تو خونه و اهل بیتشون خواب بودن و در اتاق مادر شوهر ی ام بسته بود و بنده خوشحال و خندون که امشب هر کاری کنیم مادر شوهری پشت در نیست و ...  و رفتم دبلیو سی و بعدشم رفتم اتاق لباس های ژیگولیم رو پوشیدم و شوهرم که اومد گفتم چراغ و خاموش کن و دعوتش کردم بیاد تو آغوش همایونی

بعد شوهر خان هم اومد و چراغ خاموش و یهو من گفتم اِِِِِِِ راستی کان.دوم نداریم(یعنی دستت و بکش و بذار بخوابم خوابم میاد) شوهرم یه لبخند ژوکوند زد و گفت : اومدنی دنبالت خریدم!

بععععععله و ... (خیلی بی ادبینزبان)

و آقا یک ربع گذشت و دیدیم هی نمیشه و تا میخواست بنده خدا حرکتی بزنه من جیغ میزدم (مدیونین فک کنین بیدار شده مادر شوهراااااااااااا) اینم هی میگفت ته تغاری توروخدااااااااااااااا و هر کاری کردیم نشد و بیخیال شدیم.یعنی یه طوری بود انگار اولین بارمونه میخوایم...خجالت هر دو عصبانی و ناراحت و خلاصه کلافه قیدش رو زدیم و گرفتیم تو همون تاریکی خوابیدیم (منم چون خودم رو مقصر میدونستم که نتونسته بودم خیلی اعصابم خورد بود و پشتم و کردم بهش و خوابیدم تا صبح.....)

تا اینکه صبح بیدار شدم و دیدم بسته ی کان.دومی که شوهرم خریده بالای سرمه.محض تنوع برداشتم روشو خوندم... دیدم هی وااااااااااااااااااااای ِ من!

حدس بزنین آقای سوتی چی  خریده بود...عکسش رو ملاحظه کنین!

فهمیدین یا بیشتر توضیح بدم؟!!!!!!!!!!!! بعلههههههههههه روی اوشون رو خوندم دیدم نوشته: دارای حلقه های فلان.... تاخیری.... دات دار.... تنگ کنندهتعجب کم مونده بود بنویسه دهن سرویس کننده!

و بنده تازه دوزاریم افتاد و عصبانی شدم و تو دلم گفتم پدرت خوب!!!مادرت خوب!!! من که به اندازه ی کافی.... توام که به اندازه ی کافی... این چی بود خریدی!!!!!

با فریاد صداش کردم و اومد اتاق نفس زنان که چی شده! میگم این چه کوفتیه خریدی؟؟؟؟ میگه با اسانس انار بود خوشم اومد!!!! بععععععله بنده دهنم سرویس شد و به خونریزی ام افتادم.

خلاصه که اگر دیدین شوهرتون رفته ازینا خریده اول خوب بخونینش و بهش اعتماد نکنین که مثل من به این روز نیوفتین که نتونین بشینین....

یک شب غفلت.... یک ماه پشیمانی!

/ 0 نظر / 3 بازدید