نتیجه مذاکرات خانواده شووریان :)))

سلام به عزیزانم چطورید تهرانی های برف ندیده با برفنیشخند 

دیروز شووری سرکار نرفت و موند خونه و بنده بهش گفتم باید من رو ببری برف بازی که گفت اول باشه بعد ساعت 11 بیدارش کردم پاشه بره نون بخره که خودش رو زد به خواب و اعصاب بنده رو خورد نمود. بعدم پاشد رفت نون و خامه صبحانه خرید و اومد نشستیم زدیم بر بدن که گفت هیلی من بوت هام خونه بابامه چطوری بریم برف بازی...

بعدم رفت بیرون و منم لپ تاپم رو زدم زیر بغلم بردم پیش داداشم که ویندوزش رو عوض کنه تا بتونم لااقل فیلم دانلود کنم ببینم و عقده گشایی کنمنیشخند بسکه قبل از دفاع هی با خودم میگفتم من دفاع کنم دیگه خودم رو میبندم به فیلم هه ههنیشخند

خلاصه لپ تاپ و گذاشتم پیش داداشم و با شووری یه جا قرار گذاشتیم تو گیشا و رفتم پیشش و رفتیم یکم پاساژ گردی و بعدم رفتیم قارچ و ناگت سخاری و سییب زمینی خوردیم و فرتی برگشتیم پیش داداشم اینم منظره بفری ابتدای گیشا:

بعد همین ماشینی که تو عکس ملاحظه می فرمائید اومد مارو سوار کنه یه خانومه جلو نشست بعد هر کاری کردیم هیچ کدوم از درای عقب باز نمیشدن :))) راننده پیاده شد هرچی بادرا کشتی گرفت باز نشدن که نشدن شووری میگفت باید زنه رو از پنجره بده بیرون هه ههنیشخند 

خلاصه برگشتیم پیش داداشم و شووری تصمیم گرفت امروز صبح نره سر کار و روز زمستونی رو در کنار بنده سپری کنهمژه اینه که بهش گفتم باشه پس باید به من شیرینی بدی که صبح رو میخوابی و اینم از شیرینیش:

بعد هم لپ تاپ و برداشتیم و من داشتم یخ میزدم برگشتیم خونه و من نشستم به دانلود سریال.

دنبال یه سریال عاشقانه بودم که خوردم به این:

خب زیرنویس هاش که کار نمیکرد و مهم هم نبود چون میفهمیمش (الان پز دادم بهتون که انگگلیسیم فوله امیدوارم فهمیده باشیدقهقههنیشخند) ولی راستش داستانش دیگه خیلی تینیجریه و یه 9 قسمتیش و دانلود کردم دیروز و خب دلم نمیاد نبینم و بعد هم که میبینم باید تا تهش برم دیگه ولی راستش اونطوری که یه سریال آمریکایی باید جذبم کنه نکرده. حالا دنبال یه سریال بهترم.

الانم قبل از اینکه بیام بنویسم زدم فیلم سینمایی زندگی عجیب تیموتی گرین رو دانلود کنم ببینم این چطوریه.

امروز صبح هم که به صدای در بیدار شدم نگو شووری رفته بود نون و وسایل صبحانه بخره (جل الملقنیشخند آفتاب از کدوم طرف درومده مهربون شدینیشخندخخخخ ) پاشدم صبونه رو خوردیم و شووری شیف بعد از ظهر رو رفت سر کار بهلهههه و الان بنده تک و تنها در هوای برفی چسبیدم به شوفاژ و مینویسم.

فردا هم قراره مامانم اینا بیان شام دفاعم رو بدم بهشون و هنوز هیچ غلطی نکردم.

امشب هم میخوایم بریم خونه مادر شووری که از مشهد اومده سر بزنیم اما مدیونید فکر کنید شووری بوتش رو میخواد ابرونیشخند اگر قسمت شه فردا صبح بریم برف بازی .....

اسم پست راجع به مذاکرات هستش ولی تا همین الان یه کلمه هم ازش نگفتم هه.

بهله همون شب با شووری نشستیم فکر کردیم و تصمیم گرفتیم که من قبول کنم و خب بعله که سخته و خودم هم خیلی اذیت خواهم شد اما خب تجربه ی جدیدی هست دیگه..... به استادم هم خبر دادم و بهم گفت: فور یور کایند اکشن!!! و حسابی حال کرد بنده ی خدا... از بس که من دانشمند هستم و نمیخواد من رو از دست بده یولنیشخند بهله....

بعدم که امروز همین سریالی که دانلود کردم و گذاشته بودم از تی وی میدیدیم دیدم شووری داره من و نگاه میکنه و تو فکره... باور کن ده دقیقه همینطوری بود...

بهش میگم چیه به چی فکر میکنی؟

میگه هیلی به مامانم اینا نگو میری سر کار.....

قلبم رو زد پوکوند با این حرفش الهی بمیرررررررررررررم اصلا من نمیخوام برم سر کاررررررگریهناراحت

خیلی سخته خداییش.

جمعه ها پرواز رفته و دوشنبه ها پرواز برگشتآخافسوس بیشتر از شووری به من سخت خواهد گذشت چون من باعث و بانی این مشکل هستم گریه 

خلاصه که اینم از مذاکرات....

الان که مثل خوره افتادم روی فیلم و سریال و هی دانلود میکنم میگم خدا بیامرزه پدر اونایی رو که این فیلم ها رو میذارن تو اینترنت دمشون گرم....

همونطور که میدونید شمال برف سنگین اومده...

خانواده دامادمون سه روزه تو خونه زندانی شدن و در خونه رو نمیتونن باز کنن دو متر برف جلوی در نشسته بعد آب و برق هم ندارن و فقط گاز دارن... گوشت رو با بدبختی امروز خریدن کیلو شصت هزارتومن و آب معدنی رو دونه ای سه هزار تومنهیپنوتیزم وقتی شنیدم از گوشام دود بلند شد.... خدا جونم بلا رو به هر شکلی از همه مردم دور کن آمین.....

برف نیاد یه جور دردسره و اگر هم اینطور ناجور بیاد یه جور....

من برم یکم خونه رو مرتب کنم و برای مهمونی فردا آماده شم عزیزانمماچبغل

این هم شام این شب های من (نمیدونم چرا شام زده شدم) :

اینم منظره کوچه ی ما دیشب:

پشت پنجره رو دارید چقدر کثیفه همه اش تقصیر مدیر بی بخار ساختمونه که نمیاره نمای ساختمون رو بشورن  منم که توش رو به زور تمیز میکنم چه برسه بیرون ایییییشزبان

اینم بدون شرح:

من برم دوستای عزیزم ... الهی که تک تکتون به هر چی که میخواید برسید دووووووستتتتون دارمماچ

/ 44 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

سلام عزیزم خوبی؟ تبریک میگم کار یافتنت را.. هیلا جون برو اونجا مشغول شو بعدش پارتی شوهرم شو توروخدا.. 4 سال دنبال کار میگرده ولی خبری نیست... دقت کردی.. کتابارو از خودت گرفتیم کارو هم باید از خودت بگیریم[نیشخند][زبان] همیشه موفق و سالم باشی دوست خوبم[ماچ][بغل]

سارا

فراموشم شده بود بزارم

درنا

خوب به سلامتی، انشاالله همیشه تو کارت موفق باشی عزیزم[ماچ][بغل] فکر کنم شوهرت میترسه جازوها بفهمن دق کنن[نیشخند]

شیرین

هیلی واکینگ دِد walking dead رو ببین. اِمااااامه یعنی

آشتی

[قلب]خوش باشید همیشه! حالا واقعا میخوای این کار رو بری؟ ایشالا که خیر باشه![گل]

عسل

اومد یاینورا خبر بده بیا م بببنمت... خیلی ذوق دارم ها[بغل][بغل]

عسل

خوبه خودت برام کتابارو با اتوبوس عسلویه فرستادی ها.. خوب خودم میام میبینمت.. کدم پالایشگاه میری؟ تقریبا همه جاشو میشناسم..ازبس شوهی رفته و تو مصاحبه ها منم باهاش رفتم.. خیلی دوست دارم ببینمت خداییی

عسل

خونمو خود عسلویه نیست که.. اونجا هواش خوب نیست و برا زندگی مناسب نیست ولی هستند کسایی که توش زندگی هم میکنند ... ای هیلا جااااااااااااااان اهواز کجا؟ عسولویه کجا؟ جغرافیت خوب بود عایا؟ فدای دوست خوب و مهربونم بسم.. انشالله هممو میبینیم.. [بغل][ماچ]

shirin

Manam khurd khurdi az mardom migiram :D Bezar bebinam sin ta kojasho dare, behet migam. Ama tanhayi nabin, mimiri az tars b qoraaan!

گلشیفته

عزیزم فیلم درخت زندگی رو دیدی؟ اگه ندیدی حتما ببین بوس