بابا خانه دار:))))

سیلام سیلام خوبین؟

وای چه سخته خونه دار بودنامنظورم تو خونه خودم ادم بودنه ها نه اینکه شاغل نباشی.

دیروز یه عالمه وسیله وسط خونه اواره بود. سه کیسه لباس های من یک بقچه لباس های شووری و سه کارتن کتاب های شووری تازه هنوز من کتاب نیاوردم!!! شووری میگه این سه کیسه گنده رو کجا میخوای جا بدی؟؟؟ میگم پیش لباسای تو. میگه منظورت همون یه بقچه اس؟؟؟؟

یه توضیح بدم. کمد دیواری خونم عرضش 30 سانته!!! لذا نمیشد رگال زد و توش لباس چید. این شد که شووری اینا واسش طبقه نئوپان گرفتن و قرار شد بکنیمش کتابخونه.

بعد مجبور شدیم واسه لباسا کمد لباس با در ریلی بخریم. این کمده بالاش یه باکس گندههههه داره که میخوام کیفامو اینا رو بذارم. یه رگال داره واسه لباسا و دوتا کشو داره پایینش واسه لباس.

کشو اولی رو غصب کردم و لباس خونه های خودم و گذاشتم. کشو دومی رو لباس خونه های شووری رو گذاشتم! مانتو و پالتو هام و کت های شووری و پیرهن هاش و شلواراشو آویزون رگالش کردم. موند یهههههه عالمه لباس خواب و چیتان پیتان و لباس های مهمونی من و یهههههههه عالمه جوراب و شورت و اینای شووری .

از قضا ما اصلا دراور نداریم. یعنی من کلا از پاتختی تخت متنفرم و به نظرم به شدددت دمده اس.ازون طرف هم میز توالت به نظرم زیاد جالب نیست . مثلا اینکه ادکلن و اسپری و ایناتو بچینی رو میز و هر کی میاد ببینه. من دوست دارم همیشه بوهای خوب خوب بدم ولی کسی ندونه اسمش چیهاز خود راضی بنابراین  اینم نمیخواستم. کشوهاشم که کلا کوچیکه و خواهرم و زن داداشم هیچ کدوم از میز توالتشون راضی نیستن و فقط میگن کاش نخریده بودیم فقط جا گرفته.

لذا توی بازار مبل گشتنی من دنبال یه کمد عمودی بودم که هم کشو داشته باشه هم لوازم ارایش اینا توش جا شه هم آینه داشته باشه. بعد اونایی که تو یافت اباد بودن عرض کمداش که درای ریلی داشتن 10 سانت بودن یعنی عملا هیچی توش جا نمیشد و فقط الکی جاگیر بودن. لذا مجبور شدم برگردم منزل پدری و لوازم قدیمیم رو بگردم و دیدم یه دراور چوب دارم که نوا نوا... مامانم هم میخواد بندازه دور. ولی خیلی دوسش دارم اما جا ندارم ببرم هر چی ام میگم نگه دار میگه من جا ندارم و میخوام دکوراسیونم رو عوض کنم. یه کمد کتابخونه نو دارم که اونم میخواد بندازه دور که میخوام بدم به مادر شووری اگر بخواد چون خیلی خیلی حیفم میاد. اصلا خیلیااااا.

بعد یه کمد ارایش دارم بالاش اینه اس و وسطش یه پاتختی ماننده و جای تلفن ایناس و پایینشم سه تا کشو داره. اینم میخواستن بندازن بره در صورتی که من خیلی دوسش دارم و توشم هالوژن داره و روشن که میشه خوشجل میشه و خیلی حیفم میومد . عرضشم 30 سانته و 3 طبقه تو اینه اش داره و کلا عالیه و داییم سفارشی واسم زده بود زمان مجردیم دیگه این یکی و نتونستم زیر بار برم و بردم خونمون و گذاشتم پایین تختمون و باور کنین اصلا انگار واسه اونجا ساخته شده و کلی به دادم رسید و لوازم هامون رو با تقسم طبقه ها توش چیدیم. ارایشی جدا و بهداشتی جدا و... یه طبقه ام مخصوص کا...ن....دومقهقهه نه بابا شوخی کردم ما ازین جلافتا نداریم . ما اصلا ازدواج کردیم که ازین کثافت کاریا نکنیم

بعد این و داشت یادم میرفت بگم اون هممممه وسایلی رو که گفتم مود بدون جا ، جا دادم تو تختم. چگونه؟؟ میگم براتون تختم 4 تا دراور و یه باکس عااالی و یه عااالمه جاکفشی ریلی داره. کلی همینا به دادم رسیدن و وسایلام جمع شد. شووری در همین جمع ازت معذرت خواهی میکنم که روز خریدن تخت بهت گیر داده بودم که تخت بدون سوراخ سمبه و ساده بگیریم. اگر اینا نبودن لباسارو باید میذاشتیم رو کله امون حیف که اون روز خرید تخت کلی رژه رفتم رو مخت. ببخشییییییییییییییییییییید لطفاااا

هیچی خلاصه دیروز خونه زندگی نمونده بود واسم. این سینک ظرفشوییم هم به شددددت رو مخم هست و دوتا لیوان شستنی پدر مادر و جد و اباد ِ کابینت سازه رو احظار میکنم

دیگه اینا که چیدنش تموم شد رفتم جارو برقی رواوردم و فرشامو نجات دادم

حوله حمام هامونم بامبو هست و فروشنده گفته بود قبل از پوشیدن تو آب چهل درجه باید شسته شه تا دوام پیدا کنه و حتما قبل از مصرف با این اب بشورید و منم حرف گوش کنننننننن. دیروز اونا رو هم انداختم ماشین

آقاااااااااا مگه این کارای خونه تموم میشد؟؟؟؟

حالا دیروز که شووری هنوز نیومده بود و من داشتم مرتب میکردم چیز میزا رو، صدای همساده بقلی میومد.... یه یارو مجرده اس. دیروز 3 یا 4 تا مهمون مجرد دیگه داشت اصلا ازین جمع های مجردی پسرا متنفرم. میشینن مست میکنن و بعد مزاحم همسایه میشن. سر و صدای اربده هاشون میومد... خبر مرگشون داشتن میخندیدن مثلا!!!! بعد من توهم زده بودم میگفتم الان میان میریزن تو خونم و بد بختم میکنن. اگر یهو در و بکوبن چیکار کنم؟؟؟ به کی زنگ بزنم؟؟ به شوهرم یا خواهرم؟؟؟ یا اصلا زنگ بزنم 110؟؟؟ اصلا مونده بودم همینطوری. خونم هم سکوت محض بود و هی میگفتم کاش یه فیلم داشتم سرم و گرم میکردم. اما فیلم دکستر رو داشتم که مامک داده بهم و به قدر کفایت ترسناک هست هی میگفتم کاش این دسپرد هاوس وایف بود سرم و گرم میکردم که خبر رسید سیزن هاش دست مامک و باید برم ازش بگیرم. فردا میخوام به صورت سرزده برم خراب شم سرش تا حس حسن کچل و درک کنه وقتی اونطوری رفته خونشون مامک جان اماده باش فردا مهمونات بیشتر از حد تصورت قراره بشن

راستی دیروز وسایل شووری اینا رو باز کردنی دیدم مادر شووری یه سری چیز میز واسم فرستاده و خیلی  ی ی ی خوشحال شدم و باید زنگ بزنم واسه تشکر. بهم چایی خشک هم داده بود و من رو کلی شرمنده نمود

امروزم باید برم خونه مامانم اینا و اتاقم اینا رو تمیز کنم و تحویل مامانم بدم که داره دکور عوض میکنه به عروسی نرسه کاراش.

امروز م دومین روزی بود که صبح تو خونه خودم بیدار شدم کمتر از دفعه قبل دلم گرفته بود و قشنگ همه چی و مرتب کردم و بعد اومدم سر کار. کوچمون که همیشه سرش مردم بی فرهنگ اشغال میریختن تمیزززززز تمیززززززز بود و بارونم میومد و کلی بهم انرژی مثبت داد و گفتم بیام بنویسم و با شما شریک شم.

راستی لباس عروسم چروک شده و شووری امروز باید ببره بده بخار تا شب ها راحت تر بخوابم . همش اینکه این چروک هست رو مخمه. خدا کنه مثل روز اولش بشه که من کمتر حرص بخورم.

بعدم که باید تا روز مراسم اویزونش کنم. دیگه همین من فعلا برم اگر چیزی یادم بیاد میام اضافه میکنم.

فعلا بابای مهربوناااااااااااا

/ 45 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

خب بسلامتی دیگه گیلی لی لی ایشاله خوشبخت بشین و همیشه از وجود هم راضی و سیراب[گل]

سپیده

ایشاالله به سلامتی و دل خوش خیلی خوشحالم واست هیلا جونم یک سوال این کفیر که گفتی چی هست؟ از کجا باید بگیرم چه جوری درستش کنم؟

نیکی

[قلب] چند روز دیگه تا عروسیتون مونده؟[قلب] نگران نباش چروک لباست باز میشه... منم الان تو این بحبوهه خونه تکونی با این خونه های قد قوطی کبریت! هی با خودم میگم کاشکی 4 تا کشو اضافه تر داشتم!!![عینک]

sadeh.forever / النا

خوب کاری کردی همون مال خودتو اوردی خونت دسته مادر شوهری هم درد نکنه.. خیلی خسته نباشی عزیزم [ماچ]

دختر شیرازی

بسلامتی . تبریک میگم . دست راستت زیر سر من [چشمک]

نفس

مياي تبادل لينك ماهم يه كلبه كوچولوداريمممم ازوبلاگت خيلي خشوم اومده منم چندماه ديگه عروسيمه كلي ميتونيم بهم كمك كنيم گلي[نیشخند]

نفس

مياي تبادل لينك ماهم يه كلبه كوچولوداريمممم ازوبلاگت خيلي خشوم اومده منم چندماه ديگه عروسيمه كلي ميتونيم بهم كمك كنيم گلي[نیشخند]

خانمی گل و گلاب و آقایی

آخه چه معنی داره خبر نداده خونه مردم خراب شین؟[خنده] خداروشکر بالاخره تونستی وسایلت رو جا کنی داشت غصه م میشد[نیشخند]