رو نما بدین هیلا اومد :)))))

سلاااااام به شنگولی منگولی هااااااااااااااااااااااااااا

بیاین بغلمممممممممممممممممم وای چقدر دلم واستون تنگ شده بوداااااا بغلآقا ماموریت خر است حالا اون هیچییییییییی اینترنت هتل گاو است شتر است عن است اصلا هه ههنیشخند

خب براتون از کجا بگممممم جونم واستون بگه که پنج شنبه اصلا نفهمیدم چی به چی شد از بس زود گذشت و شب هم با شووری نشستیم یه فیلم دیدیم و شووری هم یکم کج خلق بود که من دارم میرم حقم داره والا هیلا گله جیگره پس چییییییییییخندهنیشخند منم اگر زن خودم بودم نمیذاشتم بره سفر هههههههههنیشخند خودشیفته گوز ملقیانی هستم خوشبختمنیشخند

بعلهههه میگفتم جمعه هم پاشدم صبونه خوردیم و بار و بنه رو برداشتم و هلک و هلک رفتم فرودگاه و با تاخیر پریدیم و تو اووووج گرما در بندر پا به زمین گذاشتم البته گرماش و شرجی بودنش از هفته قبل کمتر بود خیلی ی ی ی ی ولی غبار آلود بود وحشتناک میگفتن از سمت عراق اومده غباره. چه بدونم والا.

رفتم هتل و همون اتاق قبلی رو دادن بهم و ولوووو شدم و یکم خوابیدم و یکم وایبریدم و قِل خوردم سمت رستوران و شام و زدم بر بدن و برگشتم یکم کارامو بررسی کردم و خسبیدم.

فرداش رفتم سرکار و دیگه خلاصه اون سه روز پوستم کنده شد و یه اتفاقاتی افتاد خفن ناک. کاری منظورمه و البته یکمم شخصی. از جمله اینکه خواستگار واسم پیدا شدسبزابلهخنثی دیگه خلاصه مرتیکه رو چخه کردم فکر کنم من رو جایی ببینه راهش رو کج کنه از سمت دیگه ای بره .

یکشنبه شب شووری زنگ زد گفت هیلا واقعا خیلی بده نیستی زود بر میگردی و دیگه ام نمیری گفته بااااشممنتظراسترسزبان

دوشنبه ام رفتم سرکار و عصرش همکار ها زنگ زدن که بسه دیگه پاشو بیا شرکت اینجا تونیستی سوت و کوره دروغگو حرف مفت میزنن بابا من وقتی تو شرکت هستم سرم تو کار خودمه مگر اینکه کسی باهام حرف بزنه و اونا هی ونگ و ونگ میکنن و شلوغ میکنن بعد میگن تو بیا نیستی اینجا سوت و کوره جل الخالق.

دوشنبه ساعت سه مسئول بلیط ها تو شرکت صدا کرد خانوم هیلاییان خانوم هیلاییانعصبانی مگه تو پرواز نداری کجاااایی بیا برو دیگه ماشین یه ربعه منتظرته جا میمونی. منم کیفم رو گذاشتم اونجا و گفتم من جیییییییییییش دارم با اجازه اتون برم موال و برگردم گفت نهههههههه برو فرودگاهعصبانی گفتم نخیر تو بگی نگی من میرم دستشویی زنیکه خرنیشخند سه و نیم رفتم فرودگاه و چشمتون روز بد نبینه در ورودی فرودگاه بسته بودتعجب گفتم جااااااااااااااااااااان در زدم زنه خوابالود در و باز کرده میگه هههههه الان اومدی چراااا؟ پرواز تهران 8 شبهخنده قیافه اون اینطوری بودا. من اینطوری بودم: منتظرکلافهعصبانی

خلاصه که رفتم تو فرودگاه خر پر نمیزد منتظر خدا خیر بده این گروه های وایبری رو خنده دیگه کفش و جوراب و همه رو دراوردم و یه نفس گرفتم و پریدم تو وایبر شنا کنم نیشخند آقا در حال صحبت با دوستان و خندیدن بودم ، که یکی از بچه ها گفت هیلا واست کلیپ بفرستم بخندی وقت بگذره؟ گفتم برفست نیکی و پرسششششششش. آقا این نامردم یه هفت هشت ده هایی کلیپ فرستاد و من قشنگ دور و برم رو نگاه کردم کسی نباشه و نشستم با نوووووش جونیییییییی نگاه کردم و انقدر خندیدم دل و روده ام پیچییییید قشنگ کم مونده بود کف سالن دراز بکشم خر غلت بزنم بخندم قهقهه بعد که قشنگ خندیدم ، گفتم پاشم برم یه چایی بخرم یه گلویی تر کنم. داشتم از پله ها میرفتم بالا برم بوفه یه اقای به ظاهر متشخص صدام کرد و گفت خانوم من یه معذرت خواهی به شما بدهکارم. قشنگ فکر کردم اشتباه گرفته گفتم بابت؟ گفت من همه کلیپ هاتون رو از بالا دیدم تعجبخنثی آقااااااااااا من و میگیییییییییییییی عرق سرد نشست به پیشونیم آخه خیلی خاک بر سری بودن و منم تیپم صد در صد رسمی اصلاا به قیافه ام نمیخورد اینطور کلیپ نگاه کنم لال شدم دیدم هیچی نمیتونم بگم اخم کردم و رفتم خندهنیشخند رفتم بوفه و یه 

پرینگلز و یه چایی خریدم و رفتم دنبال یه سوراخ سنبه بگردم قایم بشم با اون یارو خره چشم تو چشم نشم گریه نشستم چیپس و چایی م رو خوردم و بعد از بس بالا گرم بود مجبورا باز برگشتم سالن پایین ولی اثری از مرتیکه خر نبود خداروشکر. آخه تو که حالا دیدی اگر کرم نداری گفتنت چیه؟

هیچی دیگه از ساعت سه و نیم تا هشت قشنگ زمان گرانبهام رو قلع و قمع کردم و ساعت هشت و نیم پریدیم و قبلشم شووری زنگ زد که هیلی خواهرت دپرس شده حالش خوب نیست از فرودگاه صاف بریم اون ور . گفتم باشه فقط واسه من همه نوع لباسی از زیر و رو و  رو تر و کیف و کفش و جوراب و همه چی بیار که فردا تمیز برم سر کار. رفتیم اونجا شام خوردیم و دوش گرفتم و بیهوووووووووووووووووش شدم.

سه شنبه رفتم سر کار و همه کلی تحویلم گرفتن و سوپروایزرم گفت دیگه نمیذارم بری وقتی میری شرکت بی حاله و جو خرابه و منم که به خر کیف شدن ادامه دادم ههههههنیشخند

بعد از کار هم با دوستم رفتیم کافه و والیبال رو دیدیم و شب برگشتم خونه. شووری زنگ زد که رفته واسم ضد آفتاب بگگیره و خود شووری کارت کشیده و به جا 50 تومن 500 تومن کشیده اشتباهی و وقتی اسمسش نزدیک خونه اومده بود براش فهمیده بودنگران دیگه برگشت داروخونه هه آریا شهر تا پس بگیره و گفت شامم میگیره میاد و خواهرم اینا هم قرار بود بیان.

دیگه منم یکم تو خونه وول خوردم و اونا هم اومدن و شام خوردیم و خسبیدیم و چهارشنبه هم رفتم شرکت و اوضاع شرکت دااااااااااااغوووووووووونه وضعیت ماموریت ها و کارها پیچیده تو هم و من دارم گه گیجه میگیرم رسما. از طرفی ام خب تصمیم گرفتم ایشالا بخونم واسه دکتری اگر کونم تنگ شهنیشخند

چهارشنبه از شرکت اومدم خونه و شووری خواب بود و صبح رفتنی از خونه انقدررررر خونه کثیف بود داشتم لحظه شماری میکردم برگردم خونه بسابم همه جارو.  قبل از اینکه شووری رو بیدار کنم دوئیدم تو دستشویی که به توالت عمومی می مانست ،خنده اسید و محلول ضدعفونی ریختم و دستکش پوشیدم و ماسک زدم و افتادم به جونش وقتی تموم شد آشپزخونه رو تمیز کردم و شووری رو بیدار کردم که پاشو بریم به مامانت این ها سر بزنیم یعنی که چی یه ماهه نرفتیمنتظر آه مادرت مارو میگیره ها . گفت زنگ بزن اگر هستن شام بگیریم بریم. زنگ زدم مادر شووری گفت مهمان دارم شام نگیرید و بیاید. اتفاقا مهمونشون دختر عمه شووری بود که هم خیلی چشم شوری دارن هم خدای انرژی منفی هستن خیلی بی اادب و بی ملاحظه هستن پنجاه سالشه ها ولی اندازه ارزن ادب و تربیت ندارنزبان فقط چون مدت ها بود نرفته بودیم و میدونستم حالا حالا وقت نمیشه باز قبول کردیم با حضور اون ها بریم.

خلاصه رفتیم و حساااابی دختر عمه جانش تو زندگیمون فضولی کرد و بچه بیارید و فلان و چنان و سوال های بی ربط و حال بهم زن و منم که کم نمیارم کم مونده بود بگم ایتز نان آو یور بیزنسخنده  به شما ربطی نداره ... بهله.

دیگه شب هم جول و پلاس مبارک رو جمع کردیم و اومدیم خونمون و شووری یکم از رفتارای زشت دختر عمه اش گلایه کرد و خسبیدیم. جمعه هم خواهر شووری داره میاد تهران و شووری ام سر یه ماجرایی ازش دلخوره و بعید میدونم اونورا آفتابی شیم زیاد.

دو شنبه ام عروسی همکارم هست.

این همکارم خیلی شوخه بنده خدا.

اون روزی که امد کارتش رو بده. اومد اتاقم گفت خانوم هیلاییان فکر کردی چی بپوشی؟ منم چون تصمیم داشتم این دفعه شوخی کرد حالش رو بگیرم اخم کردم گفتم چطور؟؟؟ گفت آخه شنیدم عروسی دعوت هستید. 

منم اخم کردم گفت اشتباه به عرضتون رسوندن و سرم رو برگردوندم. یک مرتبه کارت عروسیش رو دراورد و داد بهم و گفت با همسرتون تشریف بیارید خوشحالمون میکنید آقا من و میگی مردم از خجالت و شرمندگیییییییییییخنده حالا شووری گفته نمیاد چون کسی رو نمیشناسه و منم قراره با همکارام به امید خدا برم. میخواستم کت شلوار بخرم ولی هنوز چیز خوبی گیرم نیومده.

راستییییییییییییییییییییییی چهارشنبه هفته پیش موهام رو رنگ کردم انقدرررررر خوشرنگ شده حد  و حساب ندارهبغل

دیگه تیپ میزنم مکش مرگ ما خنده حالا سه شنبه که شووری واسم لباس اورده بود شلوارم لوله تفنگی بود و کفشم کتونی این زبونی کتونیم هی میومد بیرون و رو مخم بود. چهارشنبه ام باز همون رو پوشیدم دیگه طرف های ظهر حسابی رو مخم بود. شووری زنگ زد داره میره خونه گفتم بیا من مرخصی بگیرم بریم شلوار بخریم.

رفتیم همونجا که همیشه شلوار میخرم جنساش عااااااااااااااااااااااالیه

یه شلوار دمپا بخرم.

یه چند مدل آورد یکیش نسبتا گرون تر از بقیه بود و به نظرم خیلی زشت اومد . گفتم این رو بردار زشته. گفت تو فقط بپوش نخواستی بنداز اون ور. آقا تن خوووووور معرکههههه پوشیدم دیگه در نیاوردم با همون اومدم سرکارخنده یه دمپا دیگه ام سورمه ای تیره برداشتم که بشور بپوش کنم این دوتا شلوار و واسه سر کار. هه هه

دیگه همین ها با شلوار لوله تفنگی از شرکت رفتم با دمپا برگشتم همکارام پوکیده بودند از خندهنیشخند بعدم که امروز صبح بیدار شدم و صبحانه شوور پز خوردیم و من زنگ زدم پارسه و آمار امتحان ازمایشی هاش رو واسه دکتری گرفتم و درس ها رو یکم بررسی کردم ببینم چی باید بخونم و چی نباید بخونم باشد که قبول شویییییمنیشخند هرجوری فکر میکنم من وقت درس خوندن ندارم ولی حالا یه بررسی میکنم امتحانش ضرر نداره به نظرممتفکر

دیگه همینااااااااااااااا عکس در راه است قووووووووووووول میدم عزیزای منننننننقلبماچ

دوستتون دارم و ممنونم از تک تک محبت ها و دعاهای قشنگتون الهی که هزار برابرش بهتون برگرده....

در نهایت برای یه مووضوعی که مسیرمون رو تاریک کرده و از خدا مدت هاست مدد میجویم میخوام به خدا جووونم بگم "خدایا یکی توی گریه بهت رو زده         سپرده دوتامون و دست شما..... "ناراحت

.::دوستتون دارم::.

/ 62 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساسان اس ام اس

سلام وب خوب و به روزی داری. امیدوارم همیشه اینجور باشه. می تونی مطالبت رو تو انجمن ما به اشتراک بذاری تا بقیه هم استفاده کنن. من بهت سر زدم اگه شما هم دوست داشتی به سایت ما سر بزن. ممنون www.SasanSMS.ir کامل ترین آرشیو اس ام اس www.SasanSMS.ir/Forum متفاوت‌ترین انجمن سرگرمی و تفریحی فارسی‌زبانان

سمانه

وای هیلا جونم نمیدونم چی باید بگم الان[ناراحت]

مادام فرنك نرفته

سلام هيلاييي انشالهرمشكلت حل شه ميشه تشريف بياريد انرژيم تموم.شد جون با خوندن وبت انرژيم فول ميشه :)

ناعمه

سلام هیلا جون میشه باهم دوس بشیممممم[خجالت][گل]

گلپر

باز که نیستی [متفکر]

رویا

نکن شوهری را از دست میدیا ...

✘ღ♡ شیــــבا ♡ღ✘

دیگه منو دوست نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به عالمه کامنت خصوصی برات گذاشته بودم بلکه دستت برسه دلم خییییییییییییییلی تنگ شدهههههههه برات[ناراحت][نگران][گریه]

✘ღ♡ شیــــבا ♡ღ✘

دیگه منو دوست نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به عالمه کامنت خصوصی برات گذاشته بودم بلکه دستت برسه دلم خییییییییییییییلی تنگ شدهههههههه برات[ناراحت][نگران][گریه]

نارسی

انقده دوست دارم واسه همه ی پستهات نظر بذارم ولی انگار از وقتش گذشته و قضیه لوث یا شایدم لوس یا اینکه لوص [خرخون] میشه ... فقط بگم اون آقاهه تو فرودگاه چقد پررو و بی شخصیت بوده رتیکه کرمالو [عصبانی] شلوارها هم مبارک باشه ، فکر کنم تا الان دیگه کهنه شدن [نیشخند]