با من قدم بزن تو این پیاده رو... :)

سلام عزیزان غرض از نبودن مسافرت بودن ِ مامانم اینا بود والا خیلی سخت بود که کسی نبود برم تلپ شم و همه اش خونه تنها بودم و کف نمودمنیشخند کلی ام سوغاتی نصیبم شد دلتون آب

آقا یه مصاحبه رو رفتم یعنی زنیکه با خودش چی فکر کرده بود؟؟؟؟ میگه اگر تا انقدر فروش داشته باشی ، تازه حقوق پایه رو میدیم بهت!!! تو دلم گفتم ریدم به اون سیستم حقوق دهیت... والا....

شاید واستون سوال شده بنده با این تحصیلات چرا دارم میرم تو سیستم فروش؟؟؟ چون که از مهندسی نونی تو این مم....لکت در نمیاد و میخوام کاری برای خودم راه بندازم و برای همین نیازمند تجربه ام.... اینم پاسخ به دوستای گلم.

و اینکه:

بیییییییییییییییییی نهایت ازتون ممنونمممممم که اکثریت قریب به اتفاقتون جواب سوالم رو دادید با دیدن اینهمه نظر خصوصی و عمومی اشک شوق تو چشمم جمع شد که چقدر دوستای خوبی دارم که جواب سوال من رو با سخاوت تمام دادنمن اصلا عمرا بتونم از شما گل های خوشبو دل بکنم..... دوستتون دارم مهربونا......

خب دیشب ما رفتیم منزل مادر شووری اینا بعد از سیزده به در!

شووری بنده رو گذاشت و خودش رفت کاری داشت که بیاد.... تا بیاد بنده یه عالمه حرف شنیدم... که خب گذر میکنیم از روش و پدر و مادر هستن دیگه.

بعدم که شوور اومد و شام خوردیم و پاشدیم واسه شب نشینی دوتایی رفتیم خونه برادر شوشو 2.... همون که خونه پدر شوهرم میشینن.

رفتیم اول یخوره یخ نشستیم و تا یخمون باز شه یکم طول کشید. من با مانتو نشسته بودم که جارو 2 گفت بیا لباس بدم بهت و گفتم نه ممنون گفت بخدا لباسم رو شستم و تمیزه. یعنی من انقد وسواسی میزنم ؟؟؟؟ برید حال کنید انقدر تمیزم ملت فکر میکنن وسواس دارم

خلاصه ده مین نشستیم که یخمون واشد و برادر شوشو پاشد قلیون عَلَم کرد و جارو هم تنقلات اورد و نشستیم آی خوردیم آی کشیدیم آی خوردیم آی کشیدیم که دیگه خفه شدیم.انصافا نخوایم از حق بگذریم خوش گذشت و جرف فامیل پدر شووری اینا شد و اینکه خیلی واسه ادم حرف در میارن و اینا که من طبق معمول شروع کردم به گفتن اینکه همه اش تقصیر پدر و مادر ها هست و اگر اون ها دفاع کنن از ادم دیگه فامیل غلط بکنه پشت ادم حرف بزنه. که همه هم موافق بودن و درد دل جارو باز شد و من تازه فهمیدم از چه چیزهایی دلگیر هستش .

مثلا میگفت پدر شووری اینا پاشدن کار داشتن این ور عید دیدنی اومدن خونمون نیم ساعت نشستن و رفتن من بهم بر خورد.

یا میگفت چرا کارت اون خانواده که قبلا نامزد شوهرم بوده رو دادن دست من ببرم بدم و به من بی احترامی کردن (این رو باهاش عمیقا موافق بودم و همدردی میکنم)

یا میگفت اون شب من خیلی بهم برخورد که چرا سر اومدن یا نیومدن این خونواده که قبلا تو زندگی شوهرم بودن کنار من اصرار میکنن و دعوا میکردن که الاو بلا باید بیان ( فلش بک میزنم به ماجرای نامزد سابق برادر شوشو2 که قبلا تعریف کرده بودم واستون که دختر خالشون بود)

یا مثلا میگفت من خیلی بهم برخورد که فامیل پدر شوهر پشتم حرف زدن و مادر شوهر که من و میشناسه بازم من و بابتش بازخواست کرده (اشاره به فوت ِ پدر بزرگ شووری که تو مراسمش یکی از نخاله های فامیل شووری اینا همه جارو پر کرده بود که گریزلا عروس ِ فلانی مارو تحویل نگرفت و بعدش که به مادر شووری گله کرده بودن ، مادر شووری ام زنگ زده بود به جارو و گله کرده بود)

خلاصه کلییییییییی درد و دل کرد و مشخص بود که خیلی دلش پره و گفت من اصلا به شوهرم نگفته بودم و الانم چون داداشش هست دارم میگم که بدونن من خیلی دلگیرم.

منم اصولا هیچی نگفتم و شنونده بودم و کلا بنده مخالف اینم که بشینیم از دلخوری ها بگیم و حرف یهو بپیچه و بچرخه و همیشه ام ناراحتیم رو یا به شوهرم میگم یا به خود طرف مقابلم.

فیلم عروسیشون رو هم دیدیم و یکم راجع به مراسم ها صحبت کردیم و یخورده از عقایدمون گفتیم و من داشتم میگفتم ادم نباید صلب باشه و باید به اشتباهاتش فکر کنه و سعی کنه درستش کنه و گفتم شمام باید به پدر مادرتون انقدر بگید تا یادشون بمونه که جلو حرف فامیل ازتون دفاع کنن .........

برادر شووری موافق بود ولی همه اش میگفت اینا سنتی ان و عوض نمیشن و منم دیگه بحث نکردم و سکوت اختیار کردم.

بعدم که پاشدیم ساعت 4 اژانس گرفتیم برگشتیم خونه. فکــــــــــ کن! 4 صبح بعدم که چشمام داشت میرفت که با یه عدد سورپرایز ِ بسیار خفن ِ خاک بر سری مواجه شدم و خواب از سرم پریدبعدشم که شووری در راستای گفتن ِ اشتباهات و اصلاحش به من چی بگه خوبه؟؟؟؟ میگه هیلا تو خیلی محکم راه میری و خیلی محکم رو مبل میشینی سعی کن درستش کنی منم که سریعا گفتم ببخشید این جزو شخصیتمه ولی خو سعی میکنم

بعدم که خسبیدیم تا لنگ ظهر امروز . درست تا 12 و بعدش من میخواستم بیام خونه مامانم اینا زیر گاز و روشن کنم که میرسن چایی باشه ولی حسش و نداشتم و پاشدم کلیپ مه...ران آت...ش و گذاشتم و وولووم دادم و شروع کردم باهاش رقصیدن و حالم جا اومد و اماده شدم اومدم اینجا و از تو در و قفل کردم و حفاظم بستم که مامانم اینا نفهمن اومدم  و سورپرایز شن که موفق شدم و یه پخ کردم بعد از باز کردن در و 60 متر پریدن بالا و چسبیدن به سقف از ترس

راستی جارو 2 دوباره دیشب قیمت ها رو ده لا پهنا داد و یکم باعث خنده ی من و شووری شد..... آخه نمیدونم چرا اینطوری میکنه.... میگه عروسیمون دوسال پیش 12 میلیون شد در صورتی که برادر شووری  قبلش به ما گفت با سرویس طلا 3 تومن شد بعد من عمدا گفتم مگه چه کردین که 12 تومن شد؟؟ بعد به تته پته افتاد و برادر شووری یواشکیییی بهم گفت با پول خونه!!!! خب من خیلی ناراحت میشم که اینطوری بهم دروغ میگه و حس این و میده بهم که من و چیز فرض میکنه.... ایـــــــــــش

راستی دیشب سفره هفت سین جارو رو دیدم و به نظرم بسیار اشنا اومد و گفت هی وای حتما تو وب افسون دیده بودم که گفتم هی وای شدیم رفت و احتمالا جارو از دوستای وبلاگی هست و بنده در جریان نیستم که امروز اومدم سفره ها رو دیدم و دیدم نخیر و بخیر گذشت شکر خدا ... البته شووری گفت اگرم باشه مهم نیست و تو که چیزی نمینویسی دیدم راست میگه من که چیزی نمیگم در مجموع هر کدام از جارو ها که ممکنه اینجا رو ببینن از همین تریبون بهشون میگم لطفا به من دروغ نگید آی هِیت دروغ گویی و این صوبتا

راستی 5 شنبه یه جایی دعوت شدم که نمیگم بهتون کجاس میزبان اگر دوس داشت خودش لو میده تو وبش

خلاصه که فعلا با این آهنگ با من قدم بزن حسابی انرژی میگیرم و همه اش گوش میدم و لذتش و میبرم و به شمام پیشنهاد میکنم....

با تشکر.... من برم دیگهههههههههههههههه. میبوسمتون و میدوستمون

/ 67 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
1دختر

سلام خوبی؟ عیدت مبارک خانومی تازه با وبت آشنا شدم[گل] منم مثل خودت دنبال کارم و مصاحبه که گفتی تجربه اش رو زیاد دارم به منم سر بزن [لبخند]

خانوم پیشی

اون سوپرایزت واسه مامانت اینا خیلی با حال بود دختر جان[چشمک]

سپیده

تمام مطلبت یک طرف اون سورپرایز ساعت 4 یک طرف خو چی میتونه باشه هان؟

شیدا

هیلا کجایییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الهه ی خاموشی

خب میمون! نت نداری همینو چه جوری خوندی کامنت گذاشتی؟؟ می خوای باز بیان سیستم مدار بسته تو شلوارم کار بذارن و برن؟؟؟

سامان

سلام.. وب قشنگی دارین ایشالا همیشه سر حال و شاداب باشین..

سارا از ساری

کجایی تنبل خانم؟

ساناز

واااای واااای از دست این جاری ها... خوبه که فقط شنونده ای مامان من و زنعموم تا بهم میرسن یه ریز پشت سر عمه دومیم حرف میزنن-البته تقصیر خودشه هااااااااا- شما میگفتی خرج عروسی ما شد 100 تومن!! کی به کیه؟؟ اونوقت اونم میفهمید نباید از این حرفا بزنه-بععععله- منم عاااااشق این آهنگم یعنی کل تعطیلات عیدم با این آهنگه گذشت