نتایج تفکراتم راجع به کار... + خودتحویل گیری

سلام عزیزان خوبید؟

دیشب چه باد و بارونی بود... رعد و برق میزد در حد بنز.... منم خوابم میومد شدید ولی اینطور مواقع وقتی صدای هوهوی باد انقدررررر شدیده خوابم نمیبره هیچ ترس هم بهم مستولی میشه...

بنابراین تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که چراغ بالای تخت رو روشن کنم و واسه خودم خوش خوشک کتاب بخونم... کتابی که خوندنش بیشتر از دیدن یه سریال 9 سیزنی طول کشید  کلا سه فصل هستش فصل اول فکر کنم 22 قسمت و فصل دو و سه هر کدوم 14 قسمت که من هم اکنون در فصل سه قسمت 5 به سر میبرم و دیگه آخراشه ان شاالله تعالی خیلی خیلی خیلی مزه داد وقتی پلکام حسابی سنگین شد ساعت و نگاه کردم 5 بود و خسبیدم ....

ساعت دوازده بیدار شدم و با یه حس کسلی بدی از تخت کشون کشون خودم رو کشوندم پایین و رفتم دست و روم رو شستم و چایی گذاشتم و ساندویچم رو زدم زیر بغلمو خزیدم کنار شوفاژ هم باید به آتلیه زنگ میزدم و هم به شرکت....

دیشب رو تعریف کنم که دسته گل شووری در تاریخ ثبت شه هه هه

قرار بود شووری دیشب ماهی بخره بیاد ... خونه ام هیچی نداشتیم که پاشم شام درست کنم.

زنگ زد هیلی ماهی چی بخرم گفتم سالمون بخر گفت چند تا... گفتم دو تا درسته بخر و دو تاش و بگو تیکه کنه  و داشتم لحظه شماری میکردم ماهی ها برسن و بسته بزنم و دیگه کار فریزر تموم شه....

چشمتون روز بد نبینه شووری با کلی خرید از تره بار و ماهی فروشی اومد دیدم ماهی ها دوتاشون درسته هستن یعنی با دل و روده فقط مرده بودن و درسته ی درسته بودن و دوتا ی دیگه پاک شده و قطعه نشده بودن  و شووری با اعتماد به نفس کامل میگه دل و روده اشو میخواستی چیکار  حالا نه من تا بحال ماهی پاک کردم تو زندگیم نه شووری ... اصلا چندشم میشه از دست زدن به ماهی ....گفتم ولش کن بذار باشه اول یه شامی بپزم بخوریم و بعدش یه فکری میکنیم.

فیله مرغ گذاشتم بیرون  یخش که واشد استانبولی مرغ درست کردم که خیلی خیلی خوشمزه شد جاتون سبز... از طرفی دلم میخواد غذا رو با پیاز بخورم و از طرفی دوست داشتم با ماست و خیار بخورم و دیدم بهترین کار اینه پیاز رو خورد کنم تو ماست و خیار و آی چسبیییییییید جاتون سبزخوشمزه

 

بعدم که آقای گارانتی تختی اومد واسه درست کردن باکس تختم که لولاش کنده شده بود و پول نمیگرفت که شووری به زور پول گذاشت تو جیبش و اون و رد کردیم و رفتیم سراغ ماهی ها....

وای سوژه خنده بود ... اون درسته ها که دل و روده داشتن مگر تو سینک وایمیستادن اونا بدو ما بدو ... هی لیز میخوردن ازین سووووووووو به اون سوووووووووووو دیگه با بدبختی عین پت و مت من دست و پا ماهی و گرفتم و شووری شکمش و پاره کرد و دیگه بقیه کارای چندش ناک رو خودش انجام داد و من بالا سرش نظاره میکردم و هی الکی عق میزدم هه هه بهش میگم آخه کی تا بحال ما ماهی پاک نشده خریدیم که این بار دومش باشه....

میگه تو گفتی درسته . میگم بهههله منظورم این بود که تیکه نشه و دم و کله مبارکش رو تنش باشه که واسه شب عید سبزی پلو با ماهی میپزم ایشالا خوشجل باشه نه اینکه دل و روده اش روش باشه کهههههه. خلاصه با هر بدبختی و مصیبتی بود اون دوتا رو پاک کرد و بسته زدیم و اون یکی ها رو هم من تیکه زدم و بسته زدم برای مصرف بعد از شب عید ایشالا...

 

کلا قبول کنید آدمیزاد موجود چندشی هست که حیوونای بیچاره رو میخورهنیشخند اصلا اون چشمای بالایی ها رو نگاه میکنم حالم میخواد بهم بخوره ... ما همیشه ماهی رو عین پایینی ها میخریدیم اصلا انگار نه انگار موجود زنده بوده هه ههنیشخندنگران

بعدم که رفتیم بخسبیم که باد  و بارون با من سر ناسازگاری گذاشت....

امروز ظهرم دل و زدم به دریا و زنگ زدم به شرکت و گفتم این سه ماه رو آزمایشی میام و بعدش ولی باید راجع به حقوق بیشتر صحبت کنیم  بعد همون دوستی که بهتون گفتم که دوست ندارم با اون کار کنم... همون بالا سری بنده هست و من تازه فهمیدم در عین حال که دختر بسیییییییییییییییییییییییار خوبیه و من تا بحال هیچ بدی ای ازش ندیدم اما شخصیت جدیدی رو توی کار از خودش نشون میده و حرفای اونا رو چپندر قیچی تحویل من میده و حرفای من رو هم سه لا پهنا .... تازه حرفم تو دهنم میذاره....

اون روز که رفته بودم شرکت اون خانومه که باهم رفتیم ماموریت بهم گفتش که علاوه بر این حقوق ثابتت پروژه صنعتی ام واست تعریف میشه ها. که یهو دختره درومده میگه نه نه کی گفته؟؟ خانومه میگه چرا دکتر فلانی خودش بهم گفت که واسه خانوم هیلائیان پروژه ام تعریف کنیم. دیگه هیچی نگفت...

القصه...

امروز که زنگ زدم میگم من سه ماه آزمایشی رو با این حقوق میام و بعدش رو باید راجع به حقوق صحبت کنیم. بعد کجای این جمله ی من معنی جمله ی پایین رو میده؟؟؟

میگه باشه پس من به دکتر میگم که هیلائیان گفت من این سه ماه رو میام ولی ممکنه بعدش ول کنم برم 

گفتم عزیزم شما خیالت راحت اونا من و ول نکنن من ولشون نمیکنم من کی این رو گفتم من گفتم باید حقوقم بیشتر باشه که بیارزه برام  بعد میگه آهااااان نه بابا نگران نباش راضیت میکنن.... پس من همین ها رو عینا منتقل میکنم!!!! گفتم باشه...

حالا خدا میدونه چی میخواد منتقل کنه 

لازم به ذکره که این رقمی که من سرش چونه میخوام بزنم حقوق ثابتم هستو اضافه کاری و پروژه و حق ماموریت و ... جدا محاسبه میشن و دریافتی همه کارکناش خیلی بیشتر از این حرفاس و من هر طوری فکر میکنم خیلی برام ارزش داره که برم و نکته مهمی که وجود داره اینه که باید تو سه ماهه اول حسابی خودم رو نشون بدم و نباید کم کاری یا سوتی داشته باشم ان شاالله...  ولی خب من دوست داشتم حقوق ثابتم هم خوب باشه... فقط که مهم دریافتی نیست...

ولی من در کل خیلی خیلی خوب و بادقت فکر کردم مزایاش خیلی بیشتر از معایبشه...

نزدیکیش ... نیمه دولتی بودنش... ساعت کاری استانداردش.... تعطیلی 5 شنبه هاش ... ماموریت هاش ... پروژه هاش.... من در کل دوست دارم و دارم لحظه شماری میکنم برم و کارم رو شروع کنم بغل

شووری میگه باید خیلی تو کار مواظب حرفایی که پیش این دختره میزنی باشی.... راستم میگه خیلی باید حواسم رو جمع کنم.... این بشر هرچی رو هر طوری دوست داره برداشت میکنه.....

من برم یکم به کارایی که باید تحویل بدم برسم ..... 

البته کماکان همین دور و بر ها هستم هاااا....ماچ

دوستتون دارممممممممممممممممممممممم

 

وقتی خودم خودم رو به خوردن چای و شیرینی مینیاتوری عید دعوت میکنم و با خودم میشینم پای میز مذاکره در باره اهداف جدید نیشخند

/ 52 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانومه:)

سلااااااام هیلا جون خوبی؟> عیدت مبارک ایشالا سال محشری داشته باشی در کنار همسر گلت[لبخند] کجایی دختر نمی نویسی؟

الهه خاموشی

معلوم هست کجایی؟؟ [منتظر]

helen

خوب توكه نت هستي جرا نمينوسي كامنت تاييد نميكني؛كامنتت تو كامنتا نازي بود؛دل تنك و منتظرم

helen

خوشباشي عزيزم

سمانه

با اینکه باهات قهرم ولی مبارکت باشهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

عمو علی

سلام وقت به خیر بهار مبارک [گل]

سمانه

چرا رفتی پشت سرتم نیگا نکردی ها؟؟؟؟[گریه]

سمانه

وای من عیدو بهت تبریک نگفتم[تعجب] با اینکه دلم میخواد به جای روبوسی گوشتو بپیچونم ولی عیدت مبارک ایشالا که تا حالا خوب بوده از این به بعد عالی میشه اخرشم فوق العاده هیلا جونم دوستِ دوست داشتنی و حرص درآر خودمممممممم[بوسه]

helen

به به بسيو ر بسيور مباركه عزيزم ايشالا جرخ قشنك بجرخه هيلا بيا زود زود بنويس خوب