این پست در 100 مرحله نگارش شد به علت ضیغ وقت :دی

سلام به گوگوری مگوری هانیشخند

پریشب بابام گفتش حال غذا درست کردن اگر نداری برم کالباس بخرم بزنیم و منم گزینه ی اگر ندارم رو انتخاب کردمنیشخند

بابام رفت خرید  و اومد که همسر زنگ زد که داداشش زنگ زده گفته امشب بیاید کادوی روز پدر و بدیم چون فرداش تعطیله.منم گفتم اوکی فقط بیا اینجا شام و بزنیم بعد چون بابام به خاطر ما خریده.همسری اومد و کلاب درست کردم و ساندویچ هیلا (هایدا بره بوووووووغ بزنهنیشخند )  یعنی یه گاز به کلاب میزدم و یه نگاه با عشقققق به قیافه اش.اصلا یه وعضی...:دی

بعدم جیم فنگی آماده شدم و آجانس خبر کردیم و گوله رفتیم اونجا که جاری 2 و همسرش هم اونجا بودن و سلام علیک و .. مدیونین اگر فک کنین کلی ادکلن خوشبوا رو خالی کرده بودم رو خودم  اونایی که سی کی (مدلش و نمیگم ریا نشه:دیییی) رو میشناسن و میدونن قیمتش چنده ، باید بگم که من عاشششششق این بودم و هستم و اصلا روزهای خاص این رو میزنم.راستش و بخواین اصلا این ادکلن به معنای واقعی اسمش حال میده بهم.

اما اینی که خریدم بی نهایت خوشبوا و قیمتشم که اصلا بیاید حرفش و نزنیمنیشخند اما نمیدونم چرا با اینکه اینهمه گرون تره اصلا حیفم نمیاد و هی میرم میام پیس پیسسسسس و 1 سانتش تو این چند روز رفتهنیشخند اما هیچ ادکلنی سی کی ام نمیشهههه جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونقلب

خب داشتم میگفتم رفتیم تو ونشستیم و به جاری 2 گفتم کادو رو بیارم ؟ گفت بیار . رفتم اتاق و لی لی لی لی کنان کادو رو اوردم همه خندیدن و پدر شووری ام ذوق کرد و کادوش و دادیم و باز کردن خیلی خوششون اومد.

از اون بیشتر مادر شوهر خوشحال شد.

دیگه ما نشستیم به حرف زدن و شوهرا هم داشتن اون و وصل میکردن.برادر شوهر 2 هم که یه فلش داشت توش کلیپ خواننده ها بود و ضبط کرده بود.اون و گذاشت مادر شوهر یهو با ذوق شدیدی گفت: واااااااااااای ماهواره اس؟نیشخند که چشمان ما از این ذوق گرد شد و دیگه بچه ها شروع کردن دست انداختنش که آره خوشحال شدی و ... مادر شوهر هم که دید هوا پسه سریعا گفت که نههههه ماهوراه نباید بیاد تو خونه.نیشخند منم هی اصرار میکردم که توروخدا اگر پشیمونین بگین همین فردا ببرم عوضش کنم ماهوااااره بگیرمممم:دی

دیگه هیچی یه خورده نشستیم و اونا رفتن و خسبیدیم تا لنگ ظهر فرداش و ازونجا بابای من اومد دنبالمون و ما هم با زور و کلک بردیمش یه لباس مردونه فروشی و روز پدرش و خریدیم و شووری نهارم خرید و اومدیم خونه خوردیم. دیگه من اندکی به درسام رسیدم و  شام هم دوباره کالباس داشتیم  و لی من پاشدم کوکو درست کردم و اینم زدیم و شووری رفت که وسط راه زنگ زد که پشیمون شده که رفته ولی خب دیگه ارزش نداشت بر گرده.

شب هم که همه از مسافرت برگشتن و خواهرم هم باهاشون اومد.

رفتم تو اتاق دیدم داره گریه میکنه چه جووووووووووووور.دلم کباب شد و هی گیر دادم بگو چی شده بگو چی شده . که فهمیدم با شوهرش حرفش شده و کلی هی بهش گفتم بیخیال باش و ... یکم اروم شد و دیگه خوابید و منم یکم درس خوندم.

امروزم میخواستم برم یونی ولی اصلا حال ندارم.

از الان تا اولین امتحانم 3 روز وقت دارم.28 جلسه اس و باید حسااااابی وقت بذارم براش.

ببخشید که وقت نکردم بازم نظرات و جواب بدم.

هنوز از خودم بدم میاد.(اینم جواب اونایی که پرسیدننیشخند)

سر ماجرای اون بحث فرسایشی هنوز ناراحتم و با خودم میگم خیلی خرم.

این بحث انگار تمومی نداره.

خیلی تعریف کردنی داشتم ولی از بس اعصابم تیلیت شده هی یادم میره چی میخواستم بگم.

برم یکم درس بخونم بلکه یکم ازین حس گندی که دارم رهاااااااااااااشم

ببخشید وقت ندارم بهتون سر بزنم ایشالا سرم که خلوت شد جبران میکنم.

مواظب خودتون باشید میبوسمتوووووووووووووووون

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریناز

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام[بغل] مبارکه هیلا جان[ماچ] وای چقده پست نخونده دارم من[نیشخند] ها این لخت نوشت یعنی چه؟؟؟ وقتی لختی نوشتنت میاد[مغرور] دلم برات تنگیده بود[قلب]

یکی از اهالی

منم از اون ادکلن ها میخوام...راستی گفتی روزهای خاص میزنی... چه خاصی ای ؟[نیشخند]

شیدا

سلام عزیزم. انشالله امتحاناتت رو با موفقیت پشت سر بذاری. هیلا همیشه اولینه[گل]

fifi

سلام عزیزم. خیلی خوشحالم که با هم دوست شدیم. [گل]

سارا از ساری

سلام عزیزم خوبی؟فکر کنم مادر شوهری دلش ماهپاره[نیشخند] میخواسته الهی.بچه بشین درستو بخون اون ادکلن بیچاره بدبخت فلک زده رو هم بزار کنار [گریه][نیشخند]

فرشته

پس ادکلن رو خالی کنیم حالمون خیلی بهتر میشه[نیشخند]باید امتحان کنم[مغرور] طفلی مادرشوهر دلش ماهپاره میخواد خب دیگه چه جوری بگه[ابله] ایشالا با یه عالمه نمره خوب برگردی[قلب]

مامان امیررضا

منم سی کی بیوتی دارم راضیم ازش . ایفوریا هم داشتم اونم خیلی خوشبوه . مبارکه گلم

شیرین

من آخر دهنِ این کامنت دونیِ تو رو فلان می کنم که نظراتی ارزشمند منو نشون نمیده[عصبانی]

لیدا

سلام عزیزم تازه وبتو دیدم میشه رمز داشته باشم؟