حکم کار....

سلام به خوشگل موشگلا

خوبین خوشین سلامتین؟ با بارش رحمت الهی چطورین تهرانی های عزیز؟؟؟؟

پریروز رفته بودم شرکت گفته بودم قرار بود سه شنبه خبر بدم...

پاشدم مانتو شلوار مقنعه همه تم سبز پوشیدم و رفتم هوا هم بارونی بود و رفتم شرکت نشستیم پای میز مذاکره.

اول این رو بگم که حکمم رو زدنهورا خیلییییییییییییییی خوشحالم. بالای من یکی هست که دوستم بوده قبلا ظاهرا! بالای اونم یکی هست که دوستم بوده و همکارم بود که باهم رفتیم جنوب....

این که باهاش رفتم جنوب حکمم رو قبلا زده بود!! وقتی رفتم گفت تو باید بیای فکر کردی من وایمیستم تو بگی میای یا نه.

ولی اون یکی کلی سوال و جواب کرد نکیر و منکر . تهش هم برگشت بهم گفت که من تو کارم خیلی جدی ام ها! انقدر بهم برخورد چون تا بحال تو روابطم با این یکی حداقل من خیلی حرمت نگهداشته بودم و اصلا شوخی موخی تو کارم نبود... (یادتونه که گفتم ایراد این کار تنها همینه که این بالا سری هستش.)

بعد جالبیش اینه که تو جلسه اعضای هیئت رئیسه از عنوان هر سه ی ما به صورت موازی اسم بردن یعنی گفتن مدیر فلان مدیر فلان و مدیر فلان... نگفتن این زیرمجموعه ی اون یا این! تازه کارمون هم اصلا بهم ربطی ندارن. حالا بذار رئیس بازی دراره حالشو بببره ما که بخیل نیستیمخندهنیشخند از طرفی خب طرف حساب من استاد خودم هست اول از همه.

این چند روزی که فکر کردم که سه شنبه چی بگم ، مزایاش رو برای خودم شمردم و دیدم میارزه برام... اول اینکه نزدیک خونمون هست و راحت میتونم برم بیام... نیمه دولتی هست و ازین بابت مزایای خوبی داره واسم (هرچند تو پوشش سخت گیری میشه به همین علت نیمه دولتی بودن) ... ساعت کاریش 8 صبح تا 4 عصر هست و من اگر زود بجنبم زود میرسم خونه و میتونم به زندگیم هم برسم. مهمتر از همه پنج شنبه ها تعطیییییییییییییییلههورا نهایتا بخواد 7 تا 10 صبح جلسه بذارن . بعدش دیگه واسه خودمه. با شمردن تمام خوبی هاش من قبول نمودم.

بعد که از شرکت زدم بیرون ، رفتم یه مغازه تو انقلی (به قول آشتینیشخند) هست پیراشکی گیسو داره که من عااااشقشم خریدم و پیتیکو پیتیکو رفتم خونه بابام اینا و خبر دادم که حکمم رو زدن و بعدم کارای مامانم رو یکم انجام دادم چون زانوش رو آمپول زده و سه روز بجز برای دبلیو سی اصلا نباید بلند شه از جاش. بعدم با خواهرم قرار داشتم میخواستیم بریم من لباس بخرم اگر گفتید واسه چی؟؟؟؟؟؟

بهله دیگه حمعه سالگرد ازدواجمون هست و قرار شده با شووری بریم آتلیه عکس بگیریم و بعدم بریم فرحزاد نهار بخوریم و بعدم قرار ه بریم بگردیم تمام جاهایی که اون روز رفتیم باید من و ببره نیشخند یه پیراهن ترک معععععرکه گرفتم هرچی از قشنگی این پیراهن تو تن بگم کم گفتم نیشخند دقیقا هیلا پسندهزبان الانم دادمش بخار برای همین عکسش و ندارم براتون بذارم.

بعد از خرید پیراهن ، با خواهرم خدافظی کردم و رفتم پیش شووری بد خلقمقلب تو محل کار اعصابش خورد بود و هی به من گیر میداد و منم بهش گفتم عیب نداره عزیزم تو هم آدمی و خسته شدی و اونام اذیتت کردن فقط توروخدا خریدمون رو خراب نکن بعد که برگشتیم خونه هرکاری دوست داری بکن تا آروم شیقلب (هیلا با درک و شعور میشودنیشخند)

قرار بود بریم واسه شووری شلوار بخریم که میخوایم عکس بگیریم لباسش جدید باشه. رفتیم دو عدد شلوار خریدیم و برگشتیم خونه شامم از دیشبش مونده بود و زدیم و خسبیدیمممممم. چهارشنبه ام من هفت و نیم صبح پاشدم چون ساعت 8 صبح قرار بود دوستم بیاد خونمون. اونم اومد و یکم قر دادیم دوتایی و اون رفت و منم شروع کردم به تمیز کردن کمد لباسام و حسابی برقش انداختم و لباسم رو بردم که بدم بخار. اول میخواستم با آژانس برم ولی دیدم بارون میاد اونم چه بااااااارونی ... لذا ترجیح دادم زیر باران برمنیشخند بعدم رفتم خونه مامانم اینا و یکم کاراش رو کردم و دوباره رفتم پیش خواهرم چون قرار بود برای شلوار شووری یه پیراهن بخرم که به لباس من هم بخوره و تو عکس شیک بشه. رفتم آرایشگاهم وقت گرفتم واسه صبح جمعه که بعدش ان شاالله بریم آتلیهقلب من تو خرید این لباسا کل پیش پرداخت حقوقم تموم شدمنتظر چقدر همه چی گرونه.

تاااازه یه مانتو ام خریدممممم یعنی خواهرم عیدی واسم خرید که خیلی  ی ی ی دوسش دارم و تن خورش عالیه. 

هم با سفید ست میشه هم آبی که من هر دوش رو خیلی دوست دارم.

گفته بودم که من عاشق ویویدنت و تریدنت و فایو هستم؟ یعنی یکی از چیزایی که هیچ وقت حیفم نیومد بالاش پول بدم آدامس بود ولی این اواخر تازه فهمیدم چه کلاه گشادی سرم میرفته. من همیشه وقتی میرفتیم خرید دست مینداختم یکی برمیداشتم و شووری حساب میکرد و اصلا نمیفهمیدم چنده. آخرین باری ام که ویوی دنت خریده بودم 2500 خریده بودم و یه بارم تو مترو تریدنت 3000 تومن خریدم.

پریشب دیدم سوپر در خونمون یه طعم جدید آورده که بوش دماغم رو پر کرده بود از بس تند بود لذا تندی یکی برداشتم و به آقاهه گفتم اینم حساب کن گفت 6000 تومنهیپنوتیزم البته که خریدم چون طعم جدیدی بود و دوست داشتم تِرای کنم. ولی بهش گفتم چقدر میکشی روش؟ گفت والا من 5 تومن میخرم. گفتم میدونی اینا جنوب چنده؟؟؟ تو جنوب مغازه ای که رفته بودم خرید فایو رو که از تریدنت گرونتره ، 3000 تومن میداد فکر کن تریدنت رو 2500 میداد. خب آخه چقدر اختلافففففففففففف؟ قرار شد این دفعه رفتم جنوب یه چمدون آدامس بیارم بفروشم سود کنمنیشخند

دیروز در حال خونه تکونی دستم اوخ شد و به جای آآآآآآآآآآآآآآآآخ دستم، گفتم آخخخخخ جووووووووون دستم برید و سه سوت پریدم از تو کشو چسب زخم رنگی پنگیم رو دراوردم و زدم و حالی به حولیخندهنیشخند

یکیتون گفته بود چسب رنگی چندش ناکه آخه این کجاش چندش ناکه؟ابرو

بعدم که پیراهن شووری رو خریدم اومدم خونه ولو شدم داشتم از خستگی میمردم ولی قرار بود دیشب سالن رو تمیز کنیم بنابراین شووری اومد شام رو خورد و دیگه دست به کار شدیم و فرش و جاروبرقی کشیدم که وسطاش خاموش شد و هرکاری کردیم دیگه روشن نشد . من گفتم شاید داغ کرده که خاموش شده گذاشتم خنک هم شد بازم روشن نشد . گفتیم دیگه سوخت.... نشستیم دوتاییی پدر و مادر سازنده اش رو کشیدیم وسط و هی گفتیم ببین جنس تقلبی کردن تو پاچه امون و ای وای و واویلا و خیلی ام خونسرد نشسته بودیم و گفتیم تهش باید یکی دیگه بخریم غصه نداره که.

بعد یه مرتبه به شووری گفتم وای نکنه کیسه اش پر بوده؟؟؟ دیگه بازش کردیم و دیدیدم کنار کیسه اش یه هشدار نوشته که اگر با جاروبرقیتون بد رفتاری کنید خاموش میشه دیگه روشن نمیشهخنده بچه ام اسمارتهنیشخند آخه من همه اش چراغ کیسه اش رو چک میکردم بعدم خیلی جارو کشیده باشم تو این یه سال 15 دفعه بوده مگر با 15 دفعه جارو کشیدن کیسه پر میشهخجالتنیشخند دیگه اون رو عوض کردیم و یکم نازش رو کشیدیم روشن شد و فرش و جارو کردم و لوله کردیم و مبلا رو کشیدیم وسط و زیراش رو جارو و دستمال کشیدیم و دوباره گرد مورچه ریخیتیم و مبلا رو دستمال و جارو کشیدیم و گذاشتیم سر جاشون و دیگه حسابی تر تمیز کردیم و بیهووووووووش شدیم ... بعدم که من صبح با کمر درد فجیعییییییی بیدار شدم و تا همین الان نتونستم از جام تکون بخورم ولی الان پامیشم بقیه ریخت و پاش ها رو جمع کنم که فردا عروس دوماد میخوان بیان خونه، خونه تمیز باشهنیشخند

راستی نمیدونم گفته بودم یا نه وزنم شده 58.5 چقدر خوبه آدم فعالیتش زیاد باشه ها هه ههنیشخند

با اجازه اتون من برم خوشگلااااااااااااااااااااااااااااماچ

/ 72 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آبانه

انشالله 120 سال کنار هم با دل خوش زندگی کنین کار جدید هم مبارک. کاری به دوستات نداشته باش. فقط به روزای خوب سربرج فکر کن[چشمک]

آشتی

سلام عزیزم. سمت و کار جدید مبارک. ایشالا همیشه با دل خوش بری و بیای و حقوقتو خرج خوشی کنی. رخت و لباس نو هم مبارک. آخر یه کاری کردی که چسب زخم رنگی بزنی رو دستت ها!!!!!!!!![نیشخند] سالگرد ازدواجتون هم مبارک.[قلب][گل]

helen

هيلا جرا نمياي بس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:(((

سارا(ساحل ارامش)

اوهوم.تکوندیم..اما شستن پنجره ها با وایتکس مونده هنو.[پلک]

دنیای الی

مبارکه هیلا حون..برات ارزوی موفقیت روز افزون دارم... خریدهات مبارک...لذت بردم از دیدن عکسها...[گل][ماچ]

مرمر2

سلام عزیزم خوشحالم که بهتون خوش گذشت.عکس نیم ستتو نمیذاری دوستم؟ شاد باشید

نیکادل

راستی هیلاجون این مانتوی خوشکل رو از کجا خریدی ماکه مردیم بس منجوق و ملیله دیدیم

setare

vay salam hilai bebakhs chanvaghte nayomadam asan halam khob nabod badjor beham rikhte bodam hanozam hastam[ناراحت] vay ghorbonet ba takhir mobarak salgarde ezdevajet azizam ishala 1000 sale she in eshgh[هورا][هورا] vay in chasba be in khobi hila koli bahat hal mikonam akh jon chasb[نیشخند][خنده][قهقهه]