خودشیرینی + دعوا

سلام دوس جونا

عروس خانم خود شیرین میشود

امروز از صبح همه اش پیگیرم ببینم پدر شوهر کی میاد خونه.هی میپرسیدم از شوهرم که کی میاد و اینا.یهو شوهرم ساعت ٢ زنگ زد که من دارم میرم بیرون گفتم خب پس بابات نیومده هنوز؟

گفت چرا گفتم پس یکم دیگه برو...

خواستم وقتی خودش هست زنگ بزنم

بعدش زنگ زدم مادر شوهر جواب داد و به روم نیاورد قضیه پریشب ودستش درد نکنه.

بعدشم پیشدستی کردو بهم عید و تبریک گفت و خلاصه منم یه کیلو خود شیرینی کردم و مامان جان بابا جانی خرج کردم که نبودیییییییید بشنوید.

بعدشم یکم دیگه حال احوال کردیم و گوشی رسید دست پدر شوهر

بعدشم یکم قربونت برم و اینا شنیدم البته پدر شوهر اندازه مادر شوهر تحویلم نمیگیره.فدای سرم

 

دیگههههههههههههههههههههههههههههههه

براتون بگم از دعوا!

بعدش زنگ زدم به شوهر خان! آقا میگه وقتی گفتی نرو رفتم تو دست شویی!!!!

من و میگیییییییییییییین

قاط زدم اساسی

که بابا جان من میگم نرو بیرون ببینی اینا پشت سرم چی میگن تو رفتی دست شویی؟

وقت گیر آوردی؟؟؟؟

جاتون خالی کلی زر زر دیگه ام کردم و بعدشم خدافظی کردم و

شروع کردم با اسمس زر زدن

دلم خواست.

الانم قهرم اینم دلم خواست

پشیمونم زنگ زدم

اینم دلم خواست

درسم نخوندم.یکی بیاد من و حالی کنه که باید بشینم پای درس

 

راستی دوست جانتون دیشب برای اینورم خود شیرینی کرد و شام آب دوغ خیار + املت درست کرد و ظهرم پاستا با سس قارچ جای همه ی دوستای خوششششگلم و ماه و مهربونم خالیییییییییی.اگه حالم بهتر شد عکساش و میذارم براتون.دوستتون دارم.بایبای بای

/ 0 نظر / 2 بازدید