ریدمون اساسی!

سلام امروز امتحان تخصصی رشته ام رو داشتم.

خیلی همکلاسی های دانشگاهم گه ان.

راستش رو بخواین من دوست صمیمی تو دانشگاه ندارم.یعنی کلا دوست صمیمی ندارم و با همه هستم و اساسا با هیچ کس نیستم!!!!!

یعنی شاید باورتون نشه اما من دوستی ندارم که حی و حاضر و زنده باشه و از جزئیات زندگگی من چیزی بدونه!!!!

اینه که با کسی ام تو داشنگاه تعارف ندارم و اصولا به کسی رو نمیدم و احترام همه رو هم دارم.

اینا رو گفتم که بهتون بگم امروز قبل از  امتحان به چندتا از بچه های جدید که این ترم همه اش باهامن گفتم من میرم بوفه اگه میخواین بیاین نمیخواین هم من برم.

که اینا گفتن تو برو ما 10 مین دیگه میایم.

گفتم اوکی و رفتم.

تو بوفه واسه خودم کیک و پفک و چایی گرفتم و نشستم به خوردن و فکر کردن و اسمس بازی کردن با یه دوست ِ دیگه ام.

یهو این 3 تا اومدن و وسیله هاشون رو گذاشتن سر میز من و یکیشون که خیلی ام پرو هست برگشته میگه: عزیزم تنها موندی؟؟؟؟آخیییییی.اومدیم الان تنها و بی دوست نمونی!

منم برگشتم گفتم : اتفاقا تازه داشتم از تنهایی و سکوت اینجا لذت میبردم.

بعد وسیله اش رو برداشته (مثل بچه دبستانی ها!!!!) میگه من میرم یه میز دیگه بازم از تنهاییت لذت ببر!!!!!اون دوتای دیگه رو هم زور کرد برن!

هی ام میگفت ما میریم لذت ببر.

منم با یه لبخند ژوکوند گفتم عزیزم هر طور راحتی!

البته که از رو نرفتن و بازم اومدن دور و برم و منم کلا چون جواب میدم مشکلی ندارم با کسی....

اینه که میگم گه ان!چون واقعا رفتارشون مثل بچه های دبستانی ا.واقعا حالم رو بد میکنن.

این روزا خیلی حال و هوای خوبی داره.امتحانم رو  خوب دادم تقریبا و راضی بودم.

امتحانمون هم عملی بود هم باید مینوشتیم.عملی که میگم یعنی طراحی ِ پِلَنت با پی سی بود و اغلب بچه ها راضی نبودن.

اومدنی خونه رفتم با زن برادرم طی یک عملیات فوق انتحاری رنگ مو خریدیدم و ریدمون زدیم به موهامون!!!!!الان موهام دو رنگ شده!بلوند و قهوه ای روشن.ناز شده ولی خب دو رنگ شده.انگار هایلایت داره و حالا شاید یه عکس از ریدمون امشب براتون گذاشتم.

چون فردا میخوام یه ریدمون دیگه روش برمنیشخندخیلی خسته ام دو سه شبه درست حسابی نخوابیدم برم یکم بخسبم بلکه انرژی از دست رفته ام رو باز بیابم.

دوستتون دارم خیلیلیلیللیلیلیلیلیلیلی زیادنیشخند

/ 0 نظر / 9 بازدید