در حسرت آغوش تو هستم بغلم کن از عطر بر و روی تو مستم بغلم کن...

سلام بر دوستان همراه و عزیزان ِ دل... خوبین؟ منم بدک نیستم... اما همچین بفهمی نفهمی دلم میخواد بشینم زار زار گریه کنم.  الکی نیست که الان میگم چرا.... اولن که امروز دقیقا دو سال گذشت از فوت ناگهانی عموم... امروز صبح خواب های چَپَندَر قیچی ِ داغونی میدیدم و هر بار که میپریدم از خواب و میگفتم آخیش خواب بود و میخوابیدم دوباره ادامه اش رو فجیع تر میدیدم دیگه آخراش به قتل و اینا رسیده بود حتی شووری سر کار بود و ساعت 1 اینا زنگ زد بهم منم خواب نبودم ولی قبلش از یه خواب وحشتناک پریده بودم... خواب که نه ... کابوس... بعد اونقدر تپش قلبم شدید بود که اگر به خودم مسلط نمیشدم از سینه میزد بیرون... تنها هم بودم و اعصابم خورد بود و پا نمیشدم و فقط هی غلت میخوردم تو جام... زنگ زد و گفت بیداری ؟ نهار چی بخرم؟ منم اولش خواستم بگم مرغ بریون بخر ولی با خودم گفتم پاشم آشپزی کنم از فکر بیرون بیام. سریع السیر ماهی گذاشتم بیرون و دو پیمونه ام پلو دم گذاشتم و تا شووری برسه همه چی آماده بود آماااا در که واشد بنده به شدددت سورپرایز شدم دوباره اصلا یه وضعی  مرسی شووری.بعدم نهار رو با سیر ترشی تازه زدیم بر بدن جای همتون خالی و جمعه امون رو دریایی کردیمبغل بعدم چایی هل دم کرده بودم نشستیم خوردیم ولی من نمیدونم چرا هنوز دلم گریه داره ... کلا از روزایی که با کابوس بیدار میشم متنفرم  راستی رفتم آرایشگاه و 10 سانت از موهام رو کوتاه کردم انقدر کله ام سبک شده که خدا میدونه سر صورتم صفا دادم و رنگ ابرو هم گذاشتم ولی رنگ ریشه نذاشتم چون شووری میگه رنگ موهای خودت رو بذار که اذیت نشی هی رنگ کنی موهات بریزه ، ولی هم رنگ موهام حیفه هم اینکه دکلره داره و حتی اگر پرکلاغی هم بذارم این دکلره ها سر باز میکنن دوباره  حالا موندم چه کنم. شووری بهم گفت پاشو بریم بولینگ ولی الان خوابیده و تازه دوباره باید بره سر کار... کم کم باید بیدارش کنم...

دیروزم با بچه ها رفتیم بیرون به من خیلی خوش گذشت ... منم که عاشق سالاد الویه تا خرخره خوردم بقیه اشم بردم تو خونه خوردم هه هه تازه با یه عدد خواننده خاموشم روبرو گشتم هه حقش بود بهش کیک ندم

شووری این اواخر برای طراحی لوگوی شرکتمون نرم افزار طراحی لوگو رو یاد گرفته بعد دیشب به طرز سورپرایزی لوگوی اسمم رو بهم داد اونقدر خر کیف شدم خدا میدونه :)))) الانم گذاشتم وال پیپر دسک تاپم هه هه حیف که اسم واقعیم هست وگرنه میذاشتم عکسش رو نیشخند 

قبلا هم گفتم نمیدونم یادتون هست یا نه پروژه من کامپیوتری هستش و صبح تا شب مجبورم بشینم پای لپ تاپ دیگه کمر نمونده واسم البته پر واضحه  که همه اش کار نمیکنم و خیلی وقتا از سر بی حوصلگی نت گردی میکنم ولی دارم لحظه شماری میکنم دفاع کنم و دیگه مثل گوژپشت ها هر جا میرم این لپ تاپ رو کولم نباشه.... واقعا دیگه خسته شدم هی به شووری میگم آخر این درس خوندن دیگه چه صیغه ای بود و چه کرمی بود افتاد تو جون ما نیشخند 

دیروز با یکی از دوستای دبیرستانم حرف میزدم قراره یکی دوهفته آینده  همه بچه  ها جمع شن دور هم رستورانی جایی فک کن 70 نفر یهو برن جایی چه بلبشویی میشه ولی من خیلی هیجان دارم برای دیدن دوستای اون موقع ام کاش روپوش های مدرسه امون رو داشتیم عین خل و چل ها همه یه دست میپوشیدیم میرفتیم فک کن :)))))

البته با دو سه نفری شون در حال حاضر کاملا ارتباط دارم به واسطه هم دانشگاهی بودن ولی خب اینطور دیدار ها مزه ی دیگه ای دارن هر چند در نود درصد مواقع وقتی بر میگردی پر هستی از انرژی منفی  احتمال داره نرم حتی....

راستی کتاب لاغره هم رو به پایانه ... اگر زود تمومش کردم ادامه همین پست مینویسم ازش اگر نه پست بعد ایشالا... ولی نمایشنامه اس و منم بی نهااااایت عاشق نمایشنامه های خوبم... انقدر خوب تو ذهنم تصویر سازی میکنم که دوس ندارم از فضاش بیام بیرون حتی... یه عالمه ام نمایشنامه دارم.... راستی یادتون هست گفته بودم به کسی کتاب امانت نمیدم... چند روزی هست یکی از دوستای دانشگاهم که رفته بود گم و گور شده بود و خبری ازش نبود هی رو وایبرم پیام میده و اسمس میده و گیر شدید داده که کتاب ِ فلان درست رو بده بهم منم دلم نمیخواد بهش بدم و روم هم نمیشه رک بهش بگم عزیز من بنده کتاب به کسی امانت نمیدم.... چه کنم به نظر شما؟در مورد فیلم اینطور نیستما کاش فیلم میخواست میدادم بهش دست از سرم ور میداشت  

عنوان پستم هم مربوط میشه به آهنگ جدید نبی زاده که خیلی خیلی بهم حس خوبی میده.... بامزه میخونه.... به گوش دادانش میارزه تونستید دانلود کنید حتما... 

همینا دیگه من برم شووری رو بیدارش کنم ... اگر چیزی یادم بیاد برمیگردم 

.::دوستتون دارم::.

/ 38 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريا

هيلا جوووونم غمت را نبينم عزيز دلم چرا دلت گرفته؟ اگه كاري از دستم بر مي اد بگو تو را خدا

پانیذ

چی شده ؟چرا همه ناراحتن؟[گریه]

دختر مهربون

این سوپرایزهای شوهری اگه امکان داره عکسشو بذار ببینیم همسری منم یاد بگیره جایزه بده [پلک] هیلا مرسی که کتابای خوبو معرفی میکنی من عاشق کتاب خوندنم و هر وقت کاری ندارم حتما کتاب دستمه [چشمک]

ساراوامیرش

سلام عزیزم خدا نخواسته باشه که دلت گرفته باشه گلم .[ناراحت] خوش به حالت که نزدیک دوستاتی و میتونی ببینیشون هر موقع خواستی . ما هیچکی و هیچکی و اینجا نداریم. به چیزای خوب فکر کن گل من. ایشالله که زود خوب شی آجی.

ساراوامیرش

سلام عزیزم خدا نخواسته باشه که دلت گرفته باشه گلم .[ناراحت] خوش به حالت که نزدیک دوستاتی و میتونی ببینیشون هر موقع خواستی . ما هیچکی و هیچکی و اینجا نداریم. به چیزای خوب فکر کن گل من. ایشالله که زود خوب شی آجی.

شیدا

سلام عزیزم خوبی؟ چی شده فداتشم؟ نبینم دلت گرفته باشه مهربون

پريا

[نگران] كجايي؟ بهتري عزيزم؟؟

تیلار

عزیزم چرا این روزها همه دلشون گرفته؟پس کی منه دور از شوهرم رو آروم میکنه آخه:) امیدوارم بنویسی و خودت رو خالی کنی. همدردی و همفکری از ما بربیاد هم با همه وجود در خدمتیم.

دنیای الی

سلام هیلا جون...من با کلی تاخیر بالاخره برگشتم... اینحور قرار ها خیلی باحال هستن ادم از دیدن بچه ها و تغییراتشون واقعا سورپرایز میشه[پلک][لبخند]