من و اینهمه ریدمون محاله محاله محاله.... :دی (عکس با همون رمز قبلی)

سلااااااااااااااااااااااااام به عزیزای دلم و خوشگلای خودم.

آقا ریدمون یعنی تا این حد؟!!!!!!!! نه خدایی تا این حد؟!!!!!!!!!!!!!

آقا دیشب که موهام رو اونریختی کردم شوهرم هی میگفت خیلیییییییی خوشگله ها ولی فردا روش یه رنگ دیگه بذار

خلاصه که امروز صبح پاشدم و کاری ام نداشتم انجام بدم.این شد که اسمس زدم به دخی داییم که کجایی و اونم گفت بیرونه و قرار شد یه جا باهم قرار بذاریم و بریم رنگ مو بخریم دوباره

این شد که شال و کلاه کردم و بدیو بدیو رفتیم پیش یه آقاهه که دکترای رنگ مو داره این دکترا رو من بهش اهدا کردم دفعه های قبلی و  دیشب هم کون ِ گشاد و مایه ی نشاطم این اجازه رو نداد که تا اونجا برم و این ریدمون خورد به موهام!

خلاااااااااااااااااااصه رفتیم اونجا یارو ییکم موهام رو ورانداز کرد و این ور اونورش رو نگاه کرد

یه نسخه نوشت و یکمم با دختر داییم لاس زد و اومدیم بیرون.رفتیم یه کافه که همیشه میریم و یه قلیون نعنا شاتوت سفارش دادیم و با بادوم زمینی زدیم بر بدن خداییش خیلی چسبید مخصوصا اون قسمتش که نعنا بود خیلیییی سبک و خنک بود.

شاتوتش واسه من سنگین بود. ولی دخی داییم که سیگاری هست تقریبا خوشش اومد و البته خیلیییییییییییییی دختر خوبیه ولی نمیدونم چرا اینهمه عاشق ِ دوده.

به هر حال پارتنر دختر داییم اومد و اونا رفتن و من م رفتم خونه خواهرم با کسب اجازه از شوور خاان ِ گرامی و رنگ و مالیدم به موهام البته فقط جلوش که ریده شده بود.

دختر داییم م هی میگفت هیلا من عاشق اینطوری موی دو رنگم دیووووونه رنگ نکن بگو چطور اینطور شد تازه منم بذارم.

البته من خودم عاشق موی چند رنگم چون فَشِن تره ولی دوست دارم از یه طیف رنگ باشه و خیلی تیره روشن نباشه.به نظرم موی یکدست خیلی دمده و سن بالاس. البته این نظر منه و نظر ِ شما دوستای عزیزززززم خیلی برام محترمه

تا رفتم خونه خواهرم دامادمون تا تونست بهم خندید و میگفت این چیه گذاشتی و خلاصه زد هر چی اعتماد به نفس واسم مونده بود ترکوند و دست به کار شدیم و رنگه رو گذاشتیم و رفتم دوشم گرفتم و اومدم آرایش کردم و وایسادم منتظر شووریقرار بود بیاد بریم خیابون گردی که اومد دیدو  خداروشکر خوشش اومد و این شد که دیگه تصمیم گرفتم فعلا با موهام کار نداشته باشم.البته خیابون گردیم نرفتیم و همونجا نشستن شوهرامون به حرف زدن و بعدشم که تگرگ اومد و  الان تازه ما اومدیم خونه

تو این داستان 40 تومن پیاده شدم که خواهرم گفت میرفتی آرایشگاه بهتر بود ولی من. معتقدم آرایشگرا دلشون واسه موی ما نمیسوزه و آشغال میذارن رو موهامون و تازه پودر دکلره ام میزنن تنگش تا همون رنگ دراد و به اصلاح خودشون دکوپاژ میکنن و دهن موی آدم سرویس میشه و دلم میخواد خودم یاد بگیرم.

مثلا وقتی میبینم موم میسوزه یا دارم اذیت میشم دیگه نمیذارم یا مثلا رفتم بهترین و گرونترین رنگ و خریدم ولی اونا عمرا این کار بکنن.

به هر حال الان موهام به نظرم خوشرنگ شده و بازم یکدست نیست اما من دوستش دارم.

 

 

 

این ریدمون دیشبه عینکم رو داشته باشین چقدر باحاله هری پاتریهنیشخند:

 

اینم پشتشه:

داداشم بهم میگفت هویج دیشبنیشخند

 

 

ولی الان همه اش تقریبا این رنگیه.. یعنی چند رنگه ولی تو این مایه ها...

(توجه کنین عینک هری پاتریم رو دراوردم زبونمم براتون دراز کردم)

 

 

لطفا تو پست قبل نظر بذارین .شیطان

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید