از رو نمیرن که!

سلاااااااام چطورین دوستای خوبم؟؟؟؟؟

اگه بدونین چقدررررر خسته و داغونم....

امروز اولین روز از کار جدیدم بود.جاتون خالی انقده خنگه رئیسم

باور کنین ساده ترین چیزا رو هم نمیدونه.اوووووووووووووووف همه اشم رو پاش اینور اونور میشه انگار شاش دارهگمونم بخاطر استرسه چون کارش همچی یه جورایی رو هواس.دعا کنین کارش ردیف شه من که بعید میدونم موندنی شم اینجا.راضیم نمیکنه

راستی همین روزا خونمون یه مهمونی داریم... آناستازیا (جاری 1) و گریزلا (جاری 2) ام هستن. (از اسامی جدید راضی هستین؟ )

بههههههههههههههله دیگه مادر شوهر هم زنگ زده بود ببینه من چیکار میخوام بکنم؟لباس و صورت و ...

منم که سر کار بودم مادر شوهر زنگ زده و مامان ٍ ساده ی منم همه چی و گفته

حالا من باید شلخته و شٍتٍر پاشم برم تو مهمونی

پا میشن شینیون میکنن اینجوری: بعد من میام اینجوری : 

باید دوباره رو ریش و سبیلم وقت بذارم

چایی مایی ام درست و حسابی نیس سر کار بخورم کلی رو اعصابمه

بچه ها بودن یه 9 نفری که بصورت خصوصی ازم راجع به دختر بودن در دوران عقد سوال کردن...من عقایدم تو این زمینه یوخده خاصه!به نظر شما جدا این موضوع انقدر مهمه؟دوست دارم نظراتتون رو بدونم.تا شاید این دوستای خوبم هم متوجه نظرات شما بشن.منم جداگانه اگه کسی مایل بود نظرم رو مینویسم.

شبا مجبورم زود بخوابم این روزا خیلیییییییییییییییی کار دارم.سرم خیلی شلوغه شوهر خان رو هم کم میبینم و حالم گرفته اس

برای من و شوهرم خیلی خیلی دعا کنین.دوستتون دارمممممممممممماچ

شنیدم شوهر آناستازیا و گریزلا به شدت در حال زدن مخ مادر شوهر علیه من هستن.میبینین توروخدا؟! قربون دهن ٍ مادر شوهر که ندونسته گوشی و میده دستم

مراقب خودتون باشیییییییییییییییییییییییییییییییییین.

/ 0 نظر / 2 بازدید