چه دوره زمونه بدی شده (با رمز پست جنادین)

سلام به عزیزانم

اگر من این ها رو مینویسم از این بابت هست که برای یکی شاید به درد بخوره شاید بشه تجربه شاید از یه اشتباه جلوگیری کنه... شاید...

وگرنه حتی روایت کردن این ماجراها کار درستی نیست.

یه خانومی بود تو آشناهای مادر شوهرم اینا یادتون هست؟

ماجراش رو من 13 به در فهمیدم و آنچنان سردردی گرفتم که مسلمان نشنود کافر نبیندنگران

قضیه ازین قرار بود که یه خانومی بود تو آشناهای مادر شووری اینا که من عاشق نی نیش شده بودم . این نی نی هنوز یه سالش نشده حتی!

یه هفته قبل از عید رفتم خونه مادر شووری اینا و گفتم از نی نی مون چه خبر گفت یه هفته اس خونه یکی از فامیلاشونه و حالا دیگه مامانش رو یادش رفته و خونه بهونه میگیره و هی اون خانومه رو میخواد.

هی با خودم فکر کردم گفتم خدایا آخه مگه میشه انقدرم مامان این بچه رو ازش خوشم میومد خدا میدونه خیلی مثبت و خوشگل و خوش اندام و کدبانوی تمام عیار. ازین ها که هر وقت سر زده ام میرفتی انگار همین الان خونه تکونی کرده. دو پسر بزرگتر داشت و این بچه سومی بود. من اصلا از بطن زندگی اینا خبر نداشتم.

(حالا میفهمم چرا غیبت کردن گناه کبیره اس. با گوشت و استخونم درک کردم چون بعد از فهمیدن این ماجرا از زبون مادر شوهرم خیلی خانومه از چشمم افتاده همه اش میخوام قضاوت نکنم ولی خب شاید شما هم جای من بودید احساس مشابهی داشتید)

روز سیزده دیدم خانومه گریه میکنه. من اصولا عادت ندارم بگم چی شده چی نشده و هی از کسی که ناراحته حرف بکشم . میگم اگر کسی بخواد خودش بهم میگه...

خلاصه مادر شوهر یه مرتبه یواشکی ماجرا رو برام گفت.

این خانومه همسر قبلیش معتاد بوده که 10 سال پیش ازش جدا میشه تو سن خیلی خیلی کم. از همسر قبلی دو پسر داشته و خودشم شاغل بوده.

مردی تو همسایگیشون بوده که زن و بچه ام داشته اتفاقا ولی بچه ها مال خودش نبوده و زنش از شوهر قبلیش داشته.

سرتون رو درد نیارم این آقا عاشق بر و رو و زیبایی این زن میشه و میاد صیغه اش میکنه و واسش خونه جدا میگیره و نه یه سال نه دوسال الان هشت ساله صیغه اس. گیر میده به زنه که واسه من بچه بیار عقد دائمت کنم.

خانومه اولشم همه اش باهاش دعوا مرافعه داشته سر زن صیغه کردن مرده ولی مرده میگفته من عاشقشم و بالا بری پایین بیای ولش نمیکنم.

بعد این خانوم دومی حامله میشه و این نی نی ِ مورد علاقه ی من رو به دنیا میره. مرده میزنه زیر قولش و  عقد بی عقد! بچه مونده بی شناسنامه. زن دومی ام تهدید و تهدید که هم تورو ول میکنم هم بچه رو.

هفته ای یه بار قهر میره خونه مادرش .

از لحظه تولد نی نی جدید اذیت های آقاهه نسبت به دو بچه ی قبلی خانومه شروع شده انقدر که یه بار که مست کرده بوده یه حرکت فوق العاده زشتی میکنه که باعث میشه پسر بزرگه خانومه دومی کلا ول کنه بره و فقط الان تلفنی با مادرش در تماسه این از این....

از اون طرف خانومه دومی  به مادر شوهرم گفته هر شب و هرشب از عقب و جلو و چپ و راست و ... سک...س میخواد و هرکاری بخواد باهام میکنه و سرویسم کرده.....

الانم پسر دومی خود خانومه همه اش گریه زاری میکنه که این سومی بابا داره من ندارم و من چه بیچاره ام و ...

بچه سومی رو هم که مادره هی میذاره میره پیش این و اون که وابسته نشه بهش و بتونه راحت ولش کنه.

از وقتی شنیدم سر درد دارم تا همین الان که هر وقت یادم میافته باز سرم درد میگیره.

آخه ازدواج کردن به چه قیمتی؟؟؟؟

خدا نصیب نکنه ....

بخدا صیغه خیلی چیز بدیه نمیدونم چرا بعضی زن ها این کار رو با هم نوع های خودشون میکنن ... معلومه که وقتی میری صیغه یه مردی میشی رو زندگی زن اولی (اصلا تو بگو زن اولی دیو صفت و جونوور) زندگیت رو بنا میکنی تهش آخر و عاقبت نداره... این طور زندگی ها پشتشون نفرینه زندگی نمیشن....

از اون روز حس خیلی بدی به خانومه دارم . حالا این بنده خدارو زیادم میبینم نمیدونم چیکار کنم تا مغزم این موضوع رو فراموش کنه...

از طرفی دلم نمیخواد قضاوت کنم و از طرفی میگم ای کاش اصلا بهم نگفته بود....

راست میگن بعضی وقتا بی خبری خوش خبری ِ. از کنکاش کردن تو زندگی دیگران متنفرمممممم.نگران

باشد که از زندگی این آدمها عبرت بگیریم و اشتباهات اون ها توسط افراد دیگه تکرار نشه..... خدا خودش به دادمون برسه ..... به کجا داریم میریم نمیدونم........

/ 34 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا(ساحل ارامش)

وای خوبه حالا بچه های خانم اولی دختر نبودن[وحشتناک]طفلی بچه ها..این وسط گناه اونا چیه؟؟؟

سارا(ساحل ارامش)

وای دندون[اضطراب][اضطراب][اضطراب]

سارا(ساحل ارامش)

بهتری هیلا جونم؟[قلب]

آخه گناه اون بچه چیه خوب؟[ناراحت] این وسط بچه ها بیشتر از همه ضربه می خورن، واقعاً ادم میمونه چی بگه[نگران] حالت بهتر شد هیلا جون؟[ماچ]

درنا

بازم یادم رفت اسم بنویسم[خجالت] کامنت قبلیه منم[نیشخند]

رضوان

عزیزم الهی که همیشه خوب باشی. خانومی صدقه بزار کنار.

helen

هــــــــیلا جـــــــــــــ[قلب]ــــــــــونم بهتری عزیز دلم؟؟!!

سپیده

بی خبری خوش خبری..... . . هیلا الهی فدات بشم من...گریه نکن

شیما

ایشالا تعبیر خوابی که دیدی خیر باشه

آشتی

سلام عزیزم. ایشالا حالت خوب شده باشه. دیروز چند تا پست آخر رو خوندم. امروز ا ینو. و البته بعدی رو!!!!!! بیشتر نگران خودتم. ایشالا که بهتر بشی. منم دنبال یه دندونپزشک خوبم واسه مهدی. اگه حوصله ات جا اومد، خبرم کن. بیچاره خانومه. منظورم خانم دومی است! چه کاری با زندگیش کرده. قطعا اولش نمیدونسته این بلا سرش میاد. بیچاره بچه هاش. هر سه تا رو میگم! بیچاره خانم اولی اون اقا و بچه هاش!!! بیچاره به همه. دو تا دیوونه سنگ انداخته اند تو چاه، اینهمه رو گرفتار کرده اند. بگو این بچه سومی دیگه چی بود که دیگه هیچکس راه پس و پیش نداره!!!!!![گریه]