هیلا اکتیو می شود...

سلام و صد سلام به دوستای عزیزم خوبید خوشید سلامتید؟

بنده اومدم بعد از مدت یک هفته ... عجیبا واقعا... خب این رو بگم که چندین جا رفتم واسه مصاحبه کاری ولی اصلا اصلا راضی نبودم حقوق ها اغلب روی 600 بودن ولی کار نبود بیگاری محض بود و بعدم یه جاهایی ام محیطش بد بود و خلاصه فعلا بیخیال کار شدم و تصمیم دارم به همون راه انداختن کار خودم فکر کنم.ولی خب یه سری سنگ سر راهم هست از جمله اینکه دوست داشتم با شوهرم دوتایی روش کار کنیم ولی شوهرم ساعت کارش قراره زیاد شه و عملا نمیتونه همراهیم کنه و خودمم تنهایی سختم می باشد وباید تمام ابعادش رو بررسی کنم و ببینم از پسش بر میام اصلا یا نه

اون روزی که با بچه ها رفتیم بیرون خیلی خوش گذشت و حسن کچل عزیزم سنگ تموم گذاشت.... من دیگه تعریف نمیکنم چون دوستای عزیزم کامل تعریف کردن و فقط دوتا چیز و جا داره بگم.

اول اینکه چهار شنبه شب داشتم به این فکر میکردم که فردا تولد حسن کچل هست و کادو چی ببرم؟؟؟ بعد یهو یاد قندک افتادم و با خودم گفتم ازون ظرفای مخصوص واسه ی اب پز کردن سبزیجات دوتا از دبی اورده بود حتما یکیش رو میاره واسه حسن کچل برای کادو.... با خودم گفتم خوش به حالش کاش تولد من بود اخه من خیلی واسه این گشته بودم و پیدا نکرده بودم و باور کنید از حسادت نبود و فقط از دلم یهو گذشت....

بعد فرداش توی کبابی غذامون رو که خوردیم یهو قندک یواشکی اون رو دراورد و گذاشت رو میز و گفت هیلا ببخشید یکیش رو استفاده کردم و اون یکیش رو اوردم واسه تو.....

وای خدای من .... برق سه فاز از کله ام پریدددددد باورم نمیشد چی میشنوم.... گفتم واسه من؟؟؟؟؟ و پریدم و سفت سفت بغلش کردم و داشتم خفه اش میکردم ....

اصلا اصلا اصلا باورم نمیشد بخدا................ از اون لحظه تا همین امروز که دو روز از روش گذشته هر وقت یادش میافتم به شدددت بغض میکنم و الان دیگه تمام اعضای خانواده ام قندک رو میشناسن چون به هرکس که رسیدم تعریف کردم ماجرا رو و گفتم رشک میبرم به دل گندگی این دوستای خوبم........ واقعا واقعا واقعا به شدددت سورپرایز شدم و هنوزم باورم نمیشه که اون مال من شده.....

شاید به نظر شما مسخره بیاد اما فقط فقط خودم میفهمم چی میگم.... قندک گلم مرسی.... من که تا حالا هیــــــــــــــــچ کاری برات نکردم و این دومین کادوی خیلی خوبی بود که ازت گرفتم و امیدوارم بتونم یه روزی برات جبران کنم....

و مورد دوم جاسوییچی ای بود که مرمری بهم داد و خوشحالم کرد و کلا مرمری فکر کنم حس مادری نسبت به من دارهنیشخند اخه باهام زیادی و خیلی خیلی مهربونه..... مرسی دوستمممممممماچ اینم عکس جاسوییچی م که همه میگفتن خیلی خیلی به خودت شبیهه ..... هی وای ِ من

خب بریم سر بقیه تعریف کردنی هام....

چشمتون روز بد نبینه.... اون شب شروع کردم به ماهی پختن احساس جیمی. اولیوری شدیدم بهم دست داده بود و حس میکردم خیلی ماهر هستم و ماهی ها رو از فریزر دراوردم و سس سویا و کلی مواد دیگه زدم و دیدم به به چه بوووووووییییی میده و گذاشتم یکم به خوردش رفت و بعد زارت ورداشتم پرت کردم تو ماهیتابه و وقتی حس کردم پخته و دیگه داشت گوشتش له میشد ورداشتم و گذاشتم وسط برنج و بردم برای شام بخوریم مثلا تیکه کوچیکه رو خودم برداشتم و بزرگه رو دادم شووری. وای که چقدر من سخاوتمندم آخرای شام بود که میخواستم بگم وای چقدر ماهیه خوشمزه شده بود که دیدم قیافه شووری اینطوریه:  و یه طوری که زیاد بهم بر نخوره گفت هیلا دیگه نمیتونم بخورم ماهیش خام بود بعله اون تیکه هه گنده بود و کامل نپخته بود. البته من حواسم بود که اون گنده تره بیشتر بمونه رو گاز ولی گویا بس نبوده و شووری ماهی رو خام خام خورد

اینم از اولین دسته گل ِ آشپزی ِ متاهلی...

دیگه اینکه رفتم باشگاه بدنسازی ثبت نام کردم. اول میخواستم ایروبیک بنویسم ولی گفت دیگه ایروبیک نداریم و بدنسازی هست فقط و لذا منم همین و میرم تا ببینیم بعدا چی میشه.

تصمیم دارم از حالت ِ کرختی در بیارم خودم رو.... یه عالمه کار انجام نشده دارم و منم کلا بیافتم تو فاز تنبلی دیگه افتادم و کلا حالت میانه ندارم و یهو ام بیافتم رو فاز اکتیوی دیگه کسی نمیتونه مانعم بشه بعدم که میخوام این پروژه ی لعنتی ارشد رو تموم کنم و ذهنم رو خلاص کنم ترکیدم بس که فکرم به این مشغول بود...

دکستر رو هم پنج تا سیزنش رو بستیم و مونده یکی فقط.... معرکه اس این سریال... معرکه..... (همچین گفتم بستیمش انگار منبع ِ کنکور بوده)

آهــــــــــــان این و بگم.... جارو 1 تشریف اورده تهران و دارن عید دیدنی هاشون رو میرن و اصلا و ابدا به رو خودشون نیاوردن که داداش کوچیکه هم ازدواج کرده و باید بریم عید دیدنی خونش... ماهم به رو خودمون نیاوردیم و اصلا بهشون تعارف نزدیم و شووری گفته میخوام صبر کنم ببینم خودشون میان یا نه ... اگر اومدن که هیچ اگر رفتن و نیومدن ، دفتر ِ خیلی چیز ها بین ما بسته میشه.... بنابراین باید ببینیم چه پیش میاد....

چون من به شووری هم گفتم اگر جارو 1 و برادر شوشو1 الان عروسی کرده بودن و ما عقد بودیم مامانش تا میتوووووووووونست فشار میاورد که ما باید بریم عید دیدنی ... اما حالا که ما عروسی کردیم و اونا عقدن هیچ خبری نیست و خوش و خرم هر وقت میخوان میان و هر وقت میخوان میرن..... تازه یه بارم واسه شب نشینی اومدن خونمون! یعنی ما به زور اوردیمشون بالا. همون باری که سر سفره هفت سینم دُرُشت بارم کردن سر کار خانم....!

برای من که اصللااااااااا مهم نیست.... هرکس دوست داره بیاد خونم هر کس دوست نداره نیاد ولی اگر حرفی پیش بیاد منم حرف دارم برای زدن...... اونم یه عالمه.

راستی وقتی واسه عروسی رفتم واسه ابرو ارایشگاه ِ عروسیم، ابرو کارش رید به ابروم اونم چه ریدنی...... هنوز که هنوزه این ابرو واسه من ابرو نشده برای رشد ابرو شنیدم خرگوشک خوبه و از عطاری امروز خریدم ، شما چیزی در باره اش نشنیدین؟؟؟ اطلاعی نداره کسی که چطوری باید مصرف کنم و چه مدت و اینا؟؟؟

نمیدونم اینجا گفته بودم یا نه ولی من کمبود اهن شدید دارم.... دکتر گفته بود باید مدام قرص بخوری ولی یه مدت که معده ام اذیت شد قطعش کردم و الان دو سالی میگذره از اخرین باری که قرص اهن خوردم.... دیگه دیدم دوباره داره علائمم بر میگرده امروز این رو هم خریدم که دوباره مصرف کنم.... باشد که به حالت عادی بازگردم....

راستی اون روز خونه پدر شوهر اینا بودیم فکر کنم هفته پیش شنبه بود، بعد ما داشتیم میگفتیم نبات های شما چه خوبه و ریزه و اینا امروز رفتم از خونشون کتابی رو که جا گذاشته بودم بردارم سر پایی که دیدم پدر شووری واسمون نبات خریده اون قده خوشحال شدم که یادش بوده که حد نداشت مرسی پدر شووری جونمماچ 

کفشم باید بگم هنوز نخریدم زبان وقت نکردیم اصلانگران

فعلا همین ها رو یادم اومد که بگم .... برم اگر بازم یادم اومد چیزی و هنوز در منزل پدری بودم  و نت داشتم مینویسم در ادامه.

میدوستمون فراووون 

/ 47 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشا

آخی..هیلا جا سوئیچیت چقد نازه... به جای قرص آهن ففول بخور البته الان یه کم کمیاب شده ولی معده تو اذیت نمیکنه... سرم پر پشت کننده ابرو سینره و عصاره رزماری برای رشد ابرو خیلی خوبه...از خرگوشک اطلاعی ندارم... ا

سیزده

الان پس ابروآت کچله؟؟؟ [نیشخند]

پریا

عزیزم یه کرم پمپی است (مدل بعضی از کرم پودر ها) رنگش سبزه و باید روزی 2 بار بمالی به ابروهات .. من اما روزی یک بار استفاده کردم . می خواستم یه جاهایی از ابروهام که ریخته بود در بیاد که اومد [خجالت]

پریا

جواب منم می دی؟ pariya66@yahoo.com

شیدا

سلااااااااااااااااااااام بر هیلا اکتیو خوبی گلم؟ ظرف و جاسوییچی مبارکت باشه. واسه آهن حتمااااااااااا بهت یه چیزی معرفی مسکنم که عااااااااالیه میدوستمت هوااارتا

شیدا

سلااااااااااااااااااااام بر هیلا اکتیو خوبی گلم؟ ظرف و جاسوییچی مبارکت باشه. واسه آهن حتمااااااااااا بهت یه چیزی معرفی مسکنم که عااااااااالیه میدوستمت هوااارتا

نیکی

وای هیلا جون ینی تو این شکلی ای؟[نیشخند]دست مرمری درد نکنه[قلب][پلک] یه دستم به افتخار قندک باآآآآآآنووووو[دست][مغرور] ماهیه خیلی باحال بود!!!! برا شوهرمم تعریف کردم!!![قهقهه]

سارا از ساری

سلام خانمی خوبی؟خداروشکر که حسابی خوش گذشته.قندک خاااااااااااااااااااااااااااااااانمه من که عاشقشم.خوش به حالتون که میتونین همدیگه رو از نزدیک ببینین[بغل] به به عجب غذای خوشکزه ای دادی به همسری بنده خدا[نیشخند] من که تا به حال یه بارم غذامو خراب نکردم[دروغگو][شوخی] راستی تو چرا فیلتر شدی[نیشخند]

سارا از ساری

اه واقعا پس چرا وبلاگت و فقط با فیلترشکن میتونم باز کنم[سوال]

بهارنارنج

خرگوشک واقعا موثره! من قبلا که ابروهام رو آرایشگرم خراب کرده بود استفاده کردم. با گوش پاک کن میزدم توی مایعش بعد لای ابروهام میریختم. معمولا هم آخر شب میریختم که تا صبح بمونه.