پست پایین + توضیحات تکمیلی و نهایی من

پست پایین رو به پیشنهاد یکی از دوستانم تا شنبه رمزی میکنم با همون رمز قبلی که اکثرا دارن .... الانم باز گذاشتم که اونایی که رمز ندارن و همراهن بخونن ....بغلماچ

___________________________________________________________

بر خودم لازم دیدم یه سری توضیحات تکمیلی در باره نظرم در مورد سقط بدم ... خواستم بگم این حرفای منی هست که خودم تجربه اش رو داشتم و تجربه ی همراه این موضوع رو هم داشتم.... خواستم بگم  با تمام قلبم ایمان دارم سقط باید قانونی انجام شه... و براش هم  دلیل دارم. چون به هر حال اگر کسی بچه رو نخواد به هر وجهی که بشه این کار رو میکنه ... یا تو مکان آلوده یا توسط فرد نامطمئن یا خدای نکرده با روش های تداخلی... یا قرص.. آمپول... ماما... دکتر زنان ِ قاچاقی... خلاصه اگر مادر نخواد به هر نحوی شده این کار رو انجام میده بنابراین ایمان دارم باید قانونی انجام شه به خاطر سلامت مادر و همینطور کودک... چون اگر قرص و غیره جواب نده و مادر بچه رو زوری نگه داره هزار و یک بلا سر اون بچه میاد... از جمله نقص فیزیکی نقص سیستم عصبی و ... بنابراین اصلا و ابدا غیر قانونی بودنش رو قبول ندارم....

اما.... با تمام وجودم به همه توصیه میکنم این کار رو انجام ندن... اگر مشکلشون آمادگی روحی هست هیچ... ولی سر مسائل دیگه این کار رو انجام ندن.... تمام سعیشون رو بکنن که به عنوان یه هدیه بپذیرن و نگهش دارن.... و تمام تلاششون رو بکنن که از به وجود اومدنش جلوگیری کنن ... امیدوارم هرگز بچه ی ناخواسته ای نصیب مادری بدون آمادگی نشه که تو جدال با عقل و احساس قرار نگیره که دوراهی سختی هستش... ولی به نظرم بهتره هر طوری شده نگهش دارن.... به نظرم به عواقب احساسیش نمیارزه.... این نظر من هستش ولی اگر دیدید با دکتر و روانشناس و روانپزشک و ... مشکلتون حل نشد... کاری رو انجام بدید که عقلتون میگه درسته.... این نظر من بود .... دیگه نمیخوام در مورد اینکه نظر من درسته یا غلط چیزی بشنوم.... منظور نظرم به کسانی هست که چشماشون رو میبندن و دهانشون رو باز میکنن و فکر میکنن من بدون تفکر و بدون دین و ایمان و مذهب و ... هستم و راه به راه دارم توله پس میندازم و سقط میکنمنیشخند 

پست پایین رو هم برای بی ظرفیت بودن یه عده که به اسم دین و مذهب اراجیف میبافن رمزی میکنم..... کور شود آن کسی که نمیتونه ببینه خدا تو روزهای سخت یاریم کرده.... خدا خودش جواب دل سیاه این عده رو بده ان شاالله.  لازم میدونم برای اون عده ای که گفتن تو اگر میخواستی دعا کنی و خدا جوابت رو بده دعا میکردی نگهش داره این توضیح رو هم بدم:

من دلیلی نمیبینم از خدا زوری چیزی رو بگیرم.... دوشنبه ی اول ماه ذیحجه بود که رفتم وبلاگ سایرا و دیدم ختم واقعه رو نوشته تو وبلاگش... درست شبی بود که خواهرم داشت با جون خودش قمار میکرد... از خدا فقط و فقط یه چیز رو خواستم گفتم خدایا من نمیدونم بودن این بچه به صلاحه یا نبودنش.... ختم واقعه میخونم و دوست دارم تو انتهای این ختم خودت به دلش راه درست رو بندازی... با خلوص نیت شروع کردم به خوندن... هر بار به همین نیت خوندم... روز اول یکی ... روز دوم دوتا... یکی دو روز مونده بود به انتهای ختم ، خواهرم خیلی جدی گفت به دلم افتاده که نگه داشتنش به ضررمه و باید ابتدا خودم رو درست کنم و بعد بچه بیارم... در حالی که تو تمام این مدت فولیک اسید میخورد و لقمه از کسی نمیگرفت و برای خودش چیزای مقوی خریده بود و مراقب خودش بود ... اما در جدال با خودش بود و در انتهای دوره های روانشناسیش دکترش گفت باید سقط کنی این بچه از نظر روحی هم خودش بیمار میشه و هم تورو به جنون میکشونه و بعد از درمان باید بچه دار شی... درمانش هم دارویی نیست. روانشناختیه.... میخوام بگم یه جورایی تو فکر نگه داشتنش بود که یهو تصمیمش برگشت... این ها رو برای خوشایند کسی توضیح ندادم... توضیحش رو لازم دونستم تا کسی خدای نکرده با نوشته های من فکر نکنه تا دید بچه رو نمیخواد بگه خب برم سقط کنم... نه گرفتن چنین تصمیمی خیلی سخته و عواقب داره.... بسپریدش اول به خدا و دوم از شخص متخصص در زمینه روانشناسی کمک بگیرید.... والسلام...

_______________________________________________________

امروز بعد از تقریبا 14 روز میخوام برگردم خونمون....

بلاگفایی هایی که این مدت همراهم بودید و رمز نداشتید، یه نظر خصوصی برام بنویسید و تو قسمت ایمیل ِ نظرات ، ایمیلتون رو قرار بدید تا من براتون رمز رو همین جا بذارم و خود پرشین براتون ارسال کنه. بلاگفا برام باز نمیشه.

+ راستی اسم دو تا از دوستان رو یادم رفته بود برای تشکر بیارم... سایرا به خاطر نوشتن ختم واقعه ، و تیلار به خاطر کمک هات ممنونم.ماچ

و من الله توفیق.... 

نیشخند

 

/ 0 نظر / 2 بازدید