پست فوری.

از دست جارو ناراحتم. چه کنم که نمیتونم با این قلب بد مصب ام بجنگم  ... دیشب شووری بهم گفت خواهر جارو رفته دکتر و دکتر خدارو هزار بار شکر گفته تومورش خوش خیمه. اونقدرررررررر خوشحال شدم که خدا میدونه. بعد که میزان ترشحات مغزیم که باعث خوشحالیم شده بود متعادل شد به شووری گفتم از کجا فهمیدی؟ گفت مامان گفت... گفته جارو زنگیده به مامان شووری گفته. بعد یه لحظه با خودم گفتم یعنی جارو با خودش نگفته هیلا اون روز اینهمـــــــــــــــــــــه نگران بود یه اسمس بهش بدم که از نگرانی در بیاد؟؟؟؟ نگفته دیگه لابد. بی معرفتــــــــــــی شاخ و دم نداره که. البته قبلا هم چنین بی معرفتی هایی ازش دیده بودم... ماجرای صبونه خوردنشون با برادر شوشو 1 که هنوز یادم نرفته. وقتی واسه تولد شووری نتونست به خاطر مامانش بیاد، واسش کیک فرستادم نکرد یه اسمس تشکر بده.... به خدا نمیدونم و نمیفهمم چنین بی معرفتی هایی رو... نمیدونم اسمش رو چی میشه گذاشت.... حسادت... بخل... چی؟؟؟؟؟ چی باعث میشه که مهربونی ِ طرف مقابلت رو ببینی و با لگد از رو دلش رد شی؟؟؟

به هر حال من پشیمون نیستم و باز هم اگر خدای نکرده کسی مشکلی داشته باشه که ناراحتم کنه سعی میکنم من مرحم دردش بشم ... البته سعی میکنم... قول نمیدم!!!!!!! به هرحال بگذریم.

 

#تا یادم نرفته واسه اینکه خاطرات تو وبم باشه خیلی سریع میگم که دیروز واسه پرو لباسم رفتم و یه سری تغییرات مجبور شدم بدم. و اینکه باید خودم رو لاغر کنم. 

#واسه مراسم حنابندون تصمیماتی اتخاذ شد و این یکی بارش از رو دوشم برداشته شد. تصمیاتـــــــــــــــــــی بسیار هیجان انگیز که در فرصتی مناسب تر میگم.

# دیروز به امید خدا و کمک خودش قشنگ ترین و خاطره انگیز ترین کفش ِ عمرم رو خریدم و بسیار عاشقشم.... کفش آرزوهای کودکیم ... کفش عروسیم. شووری مرسی که دیروز با دنیایی حوصله پا به پام تموم مغازه ها رو سه بار گشتی و دم نزدی

برام دعا کنید باشه؟؟؟؟ مرســــــــــــــــــــــــــی... میبوسمتون و ببخشید که نتونستم هنوز نظرات و تائید کنم سرم خیلی خیلی خیلی شلوغ ِ.

/ 44 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

بعضی اداما ذتشون همینه کاریش هم نمیشه کرد مثلا فکرمیکنن زرنگن یا بقیه سادن خدا رو شکر که تو ذاتت خوبه در اخر همین برا ادم میمونه

آرتیستون

هیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا[عصبانی] این الان یه جیغ بنفش بودا چرا؟؟ برای اینکه تو هم اشتباهات منو تکرار میکنی آقاجون وقتی یکی معرفت نداره و قدر خوبیهاتو نمیدونه بهش خوبی نکن. مثل خودش باش حالا یکی میخواد این حرفا رو به خودم بگه ها [نیشخند] این کامنت اول چی بود؟؟؟[متفکر]

آرتیستون

هیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا[عصبانی] این الان یه جیغ بنفش بودا چرا؟؟ برای اینکه تو هم اشتباهات منو تکرار میکنی آقاجون وقتی یکی معرفت نداره و قدر خوبیهاتو نمیدونه بهش خوبی نکن. مثل خودش باش حالا یکی میخواد این حرفا رو به خودم بگه ها [نیشخند] این کامنت اول چی بود؟؟؟[متفکر]

یک مرد!

این روزها رو سعی کن با آرامش سپری کنی ... آرامش ...

تمشک خانوم

ازینجور آدمها زیادن ... قدر آدم رو نمیدونن ... من که دیگه خودم رو کشیدم کنار. تا کی کاسه ی داغتر ازآش باشیم و کسیم قدر ندونه . تا کی حرص بقیه رو بخوری و ... بیخیال ... وای هیلا منم باید لاغر بشم اما خیلی سخته کم کردن 25 کیلو شایدم بیشتر [نیشخند]

ستاره

سلیم خوفی وبت حرف نداره به وب منم بسر. میشه به منم رمز بدی میدونم گفتی رمز نمیدی ولی آخه اونخت که نمیتونم نوشته هاتو بخونم خو ناقص خونده میشه میدی؟[خجالت][پلک]