هیلی کدبانو می شود...

سلام سلاااااااااااااااااام

از الان اولتیماتوم بدم که احتمالا با پست طولانی مواجه هستید 

خب از پنج شنبه بگم که رفتیم منزل ددی جانم و بعدم برگشتیم خونه چرا که فرداش کنکور داشتیم اونم کنکور دکترا ... تو بگو یه کلمه خوندیم نخوندیم فقط خواستیم بریم آب میوه کیکمون رو بگیریم پول آزمون دراد  چنین زن و شوهر پول دوستی هستیم ما. از قضا من از بس کدبانو هستم قبل از رفتن به منزل ددی نخود لوبیا آب گوشت رو خیس کردم که رفتیم برگشتیم آب گوشت جمعه رو که نمیشه عمرا ازش گذاشت بار بذارم  برگشتیم آب گوشت و گذاشتم و قبلشم یه سری از کارای خونه رو کردم و خوابیدیم. صبح ساعت هفت بیدار شدیم و شووری فاز وای الان بریم دیگه نمیرسیم برداشته بود و مدیونید فکر کنید میخواست بپیچونه  حالا الان میگه من میگفتم بریم تو میگفتی نه خلاصه منم برای اینکه به خودم ثابت کنم آدم بپیچونی نیستم گفتم نه بریم زیر آب گوشت و خاموش کردم و زنگ زدیم آژانس. با خودم گفتم نهایتا ده خونه ام دیگه. میخواستم آب میوه کیک رو بخورم و برگردم :)))))))))

خلاصه رفتیم تو و دفترچه ها رو توزیع کردن و من یه ورق زدم و فقط یاد خاطرات افتادم هی میگفتم اَاَاَاَ یادش بخیر این و بلد بودم اون و بلد بودم این سوال و میخوردم اون یکی و قورت میدادم (هی باید بگم من یه رقمی ارشد بودم ؟؟؟؟؟ بابا ریا میشه انقدر به روم نیارید خلاصه دفترچه رو خیلی شیک بستم و یه دونه ام نزدم و ساندیس کیک رو خوردم و مراقب رو صدا زدم که میشه برم؟ گفت نــــــــــــــــــــــــــــــه دفترچه رو باز کردی باید تا ته دفترچه یکک بشینی

منم که کم نیاوردم قشنگ دفترچه و پاسخ نامه رو گذاشتم پایین پام و سرم و گذاشتم رو میز و هوتوتو خوابیــــــــــــــــــــــــــــدم

ساعت 10 یارو اومد بیدارم کرد خانوم اگر میخوای بری برو :)))))) گفتم نه آقا من اومدم دفترچه دو رو بزنم :))))))))))))))))) تو فکر کن یکی بیاد استعداد تحصیلی و زبان بزنه فقط :)))))) یارو همزمان که خنده اش گرفته بود داشت به این فکر میکرد که از کدوم طبقه بپره پایین که قطعا زنده نمونه  و با اعتماد به سقف صد درصدی دوباره خوابیدم :)))))) حتی نفهمیدم کی دفترچه یک رو بردن و دفترچه دو رو آوردن :)))) فقط به صدای خانومه که گفت داوطلبین گرامی حمله بیدار شدم !!!

دفترچه دو رو زدم و امتحان تموم شد و اومدم بیرون حالا ولنجک تو کجااااااااااا خونه ی هیلا اینا تو کجااااااااااااا ما زمین صافشم به زور راه میریم اون سربالایی سرپایینی ها چی بود اون وسط من نیدونم رگ خسیسیم هم زده بود بالا نمیخواستم با آژانس بیام  دوازده دادم رفتنی ، با پونصد تومن برگشتم اونم یه ربعه خدا خیر بده به بی آر تی :))))) تو راه زنگ زدم شووری مسافتی نزدیک تر بود به خونمون. صادقیه بودش، بهش گفتم برو خونه زیر آبگوشت رو روشن کن که خسته ی آزمونم هاااااخنده گفت من که کلید ندارم عاااااااااامو منم بدو اومدم خونه زیر آبگوشت رو روشن کردم و سیب زمینی فرت کردم توش و دیدم گوشیم که خونه بوده از خواهرم زنگ خورده بهش. شووری ام نیم ساعت بعد رسید و اونم گفت زنگ زده بوده خواهرم بهش. نگران شدم و یازده بار بهش زنگ زدم جواب نداد .... زنگ زدم خونشون و دیدم با یه صدای از ته چاه حرف میزنه از آمبولانس و قلب  و ... خلاصه درنگ رو جایز ندونستیم و آب گوشتو زدیم زیر بغلمون و رفتیم خونشون . تو راه هم بربری تازه گرفتیم و رفتیم دیدیم خداروشکر خوبن و آب گوشت رو زدیم و معررررررررررررررکه شده بود دیگه میتونید تو اب گوشت بهم سِر تیفیکِیت بدید 

بعدم من تا خرخره خورده بودم و خسبیدم تا 6... پاشدم دیدم خواهرم داره شام میذاره دیگه ما هم تلپ شدیم واسه شام و یکم دور همی خوش گذروندیم و رقصیدیم و خسته و کوفته ولو شدیم خوابیدیم

شنبه صبح من از بس کدبانوام پاشدم اومدم خونه به امر خطیر خونه تکونی ادامه بدم و آشپزخونه و یخچال رو دسته ی گل کردم اصلا به به شده خفن

واسه شام اصلا حوصله نداشتم چیزی درست کنم و میخواستم به شووری بگم یه چیزی حاضری بخره یا گوجه بخره املت درست کنم ولی به خودم گفتم پاشو هیلا تنبلی بهت نمیاد این شد که چادر چاقچور کردم و رفتم خرید... رفتم سنگک و کشک و ماست چکیده و چسب و کاغذ کادو و عدس و گندم و .. خریدم و برگشتم خونه.

سه سوت پیاز داغ درست کردم و نعناع و زرچوبه زدم بهش و کشک و اضافه کردم و آب بستم به خیک قابلمه و برنج و عدس پختم و یه کله جووووش فرد ِ اعلا هیلایی درست کردم که وقتی شووری اومد با سنگک سروش کردم و آیییییییی چسبید جای تک تکتون سبزقلب به نظرم باید ترک باشی و عاشق کشک باشی تا حس الان من رو درک کنیخوشمزه فکر کنم هرچی این غذای سنتی رو بخورم خسته نشممممممم اینم ماحصل زحماتم:

اصلا همین الان که پنج صبحه ام باز دلم خوااااااااااستگریهخوشمزه

شووری ام عاشقش شد و برای فردا ظهرش برد.

یکشنبه هم که از خواب پاشدم و افتادم به جون اتاق خواب و تخت و میز توالت و حسابی از خجالتشون درومدم نزدیک های اومدن شووری بود که گفتم چی بپزم چی نپزم که دیدم ماهی برام بی دردسر تر هست و خیلی وقت هم هست نخوردیم ماهی گذاشتم بیرون و دو پیمونه هم برنج گذاشتم و به بقیه کارام رسیدم. ماهی رو هم من جدیدا اینطوری طبخ میکنم که معرررررررررررررررررررررررررکه میشه حاضر نیستم اصلا طور دیگه ای درستش کنم.

روغن رو میذارم روی گاز تا کاملا داغ بشه انقدر که بوی روغن گرم مثل اونی که رو حلیم میریزیم در بیاد کف ماهی تابه رو کاملا نمک میپاشم . بعدش ماهی رو فرت میکنم توش و قبل از اینکه روغن همه هیکلم رو برداره خیلی تیززززز در ماهی تابه رو میذارم تا واسه خودشون در گیر شن وقتی یه طرفش سوخاری شد یواش یه جوری که نسوزم برمیگردونمش. تا اونطرفش هم سوخاری شه . وقتی هر دو طرف کاملا برشته شد زیرش رو کم میکنم و آب لیمو رو یه طوری که نسوزم میریزم روی ماهی ها و تیز درش رو میذارم که گازم به فنا نره. و میذارم کم کم بپزن و طعم آبلیمو بگیرن. امشب دوتا تیکه سفید واسه خودم و دوتا تیکه سالمون واسه شووری پختوندمنیشخند وقتی شام رو خوردیم زنگ زدم خواهرم دیدم هنوز سر کار هستن بنابراین گفتم بیان اینجا من ماهی زیاد دارم و بنابراین پاشدم دستشویی رو شستم و جامیوه ای یخچالمم بردم حموم شوشته کردم و دیگه اونا هم اومدن شام و خوردن و من و خواهرم یکم بغبغو کردیم و اون خوابید و ماهم سه تایی یه فیلم معرکه دیدیم که تو فیلم شناسی بهش میپردازیمیول 

الانم از دست و پادرد خوابم نبرده وگرنه چشمام داره بسته میشه انقدر خر غلت زدم خوابم نبرد گفتم بیام بنویسم وقت کشی نکنم

البته تو استراحتم بین روز هم یه فیلم دیدم.

فیلمی که خودم تنهایی دیدم the girl on the bridge بود . سبکش ازونهایی که من بپسندم زیاد نبود ولی ارزش یه بار دیدن رو داشت سیاه سفید بود و محصول سال 1999 اگر اشتباه نکنم فرانسه. ماجرای یه دختری هستش که تو زندگیش با خیلی ها رابطه داشته و میخواد خودش رو از پل پرت کنه پایین که یه آقایی که تو سیرک چاقو پرت میکرده میاد بهش میگه بیا من چقو پرت کنم و تو که چیزی واسه از دست دادن نداری و من همه هدف هام رو روی پل در حال خودکشی پیدا میکنم و ماجراهای جالبی که بعد از اون اتفاق می افته. با اینکه سبکش رو زیاد دوست نداشتم اماداستانش هی من رو میکشید دنبال خودش. دوسش داشتم.

فیلمی که شب باهم دیدیم now you see me بود که معرررررررررکه بود. یعنی اگر فیلم پلیسی دوست دارید حتما ببینید ماجرای یه گروه شعبده باز بود که از بانک سرقت میکنن و یه کارگاه و یه مامور اف بی ای میافتن دنبال اینا و معرکه اس من عاشق اینطور فیلم های ماجرایی هستم یه چیزی تو مایه های ایلوژنیست بود.قلب فقط ژانرش فرق داشت.

اینم برای حسن ختام عکس ها... کشک بادمجون چهارشنبه شب:

و اماااااااااااااا سخنی با دوستان.

عزیزانی که گفته بودن لینک کنم این کار رو کردم. اما من عموما لینک هایی رو نگه میدارم که سعی کنم بخونمشون بنابراین عجالتا اینا هستن تا من بخونم ببینم اگر خواستم بازم بخونم و زمانم اجازه داد نگه میدارم و در غیر اینصورت حذفشون میکنم و امیدوارم شما گل های خوشبو از دستم ناراحت نشید باور کنید سرم شلوغه و جز یه عده محدود نمیرسم پیگیری کنم و خیلی ها رو هم ماهی یه بار سر میزنم و شرمنده تک تکتون هستم ماچ 

مورد دیگه این که سعی میکنم پست جنادین رو فردا ایشالا بذارم و رمز رو به وبلاگی هایی که این مدت همراهم بودن و تعداد ایمیلی های محدودی که همیشه رمز میگیرن میدم. 

+ حسن کچل دلم واسه کامنت هایی که واسم میذاشتی میکشیدی به فحش تنگ شدهخندهنیشخند این پستمم که حسابی حسن پسند بود یه ریز حرف زدم یه تیکه وسطش و میخونی یه تیکه تهشوقهقههماچ دلم واست تنگ شده دوستم یاد حسن اون روزهای دور بخیربغل

من دیگه برم عزیزان یه چیزی بخورم گشنم شد و بعدم بخوابمنیشخند

 

/ 71 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mojgan

هيلا جانم كجا فرستادي در وب يا ايميل چون در هيچكدام نيست لطفا دوباره بفرست [گل]

ساحل

به به عجب چیزایی میپذی منم میخوام.هیلا منم ندارم رمزو بده

رضوان

خانومی فقط frozen انیمیشن بود.باقی فیلمن. رمز هم بهم نرسیده. آدرس ایمیل تو این کامنتم هست

سارا از ساری

سلام عزیزم خوبی؟پستت و نصفه شبی خوندم و حسابی گرسنم شد.نوش جونت[قلب] دیروز دخملی واکسن داشت 6 ماه شد هیلا چقدر زود گذشت[رویا]

سمانه

هیلا اگه رمزو اومدی وبلاگ برام گذاشتی من رمزی دریافت نکردمااااااااااااااا[گریه]

setare

abgoshto zadi to raga[نیشخند] vay mam kale josh doros mikonim asheghesham ama ma berenjo adas nemirizim tosh[پلک] vay baba to dg ki hasti ba emtehan dadanet heheheh[نیشخند] eyval

فرناز

نرسیده هیلا...تو وایبر بذار واسم لدفن

آبانه

انشالله زنده باشی و به هرچی دلت میخواد برسی پیازداغ میکنن بعد زردچوبه میزنن بعضیا یکم شنبلیله میزنن آب بهش اضافه میکنن و بعدشم نیم کیلو کشک چندتا جوش که زد گردوی خورد شده رو اضافه میکنن. زود هم خاموشش میکنن بعدش نون خشک اصفهانی توش تیلیت(تریت) میکنن

مریم( مامان محمدیاسین)

سلام چند وقت نبودم چقدر پست نوشتی این پستت هم که دیگه معرکه بود پر غذاهای خوشمزه که من عاشقشونم نوش جانت موفق باشی[گل][گل]

خانم سیب

حالا فهمیدیم که ترک هستی جانم اشپزیتم خوبه ماهی ام میپزی هههههههههههههههههههههههههههههههههههههه میگم بوی زحم نگرفت؟ ادویه اینا هیچی؟ فقط نمک زدیش؟ یعنی امتحان دادنت تو حلقم خخخخخخخ