سلام به عزیزای دلم خوبید؟ بابا چرا میزنییییییییییییییییید نیشخند علت اینکه پست قبلی ها رمزی شد این بود که یه سوتی دادم من تعجبنیشخند البته که برام اصلا مهم نیستقهر حتی اگر این وبلاگ رو خانواده همسر هم بخونن با توجه به مجوزی که بهم داده سعید، هیچ ایرادی نداره و کمااینکه اون دفعه تبلتم با وبلاگ باز دست برادر شوشو 1 بود تعجبنیشخند چون یک بار که خیلی از جارو ها شکار بودم و حسابی تو وبلاگ از خجالتشون درومدم به شووری گفتم اگر یک وقت مامانت اینا زنگ بزنن بهت و بگن خانومت وبلاگ داره و اینطور و اونطور نوشته تو چی میگی؟ گفت میگم شما اشتباه کردید وبلاگش رو خوندید میخواستید نخونید نیشخند و گفت تو راحت باش دروغ که نمینویسی بخوای بترسیاز خود راضینیشخند ولی من چون اینجا رو مثل دفتر خاطراتم میدونم و دوست دارم کسایی که نمیشناسنم همراهم باشن تنها کاری که میکنم اینه که میگم برادر شوشو ها جارو ها و هرکسی از نزدیکان که وبلاگم رو به نحوی پیدا کرده از جمله زن داداش و داداش و داماد و ... و حتی صمیمی ترین دوستانم اگر اگر اگر این وبلاگ رو پیدا کردید و به من نگفتید و خوندید، بدونید من از یکککک کلمه ای که میخونید راضی نیستم و حروم میکنم چون یواشکی میخونید اگر واقعا مرد هستید بیاید بگید پیدا کردید یا اجازه میدم بخونید یا نه. پس قایم موشک بازی رو بذارید کنار بهلهاز خود راضی حالا دیگه خود دانید...

پست ها رو هم رمزی کردم که ببینم سوتی م ارزش اسباب کشی یا خدافظی با وبلاگم داره یا نه که دیدم نوچ. پس کماکان با حضور نامحسوس کلیه اقوام دوستان و آشنایان و وابستگان و ... ادامه میدیم خنده حالا شما که میخونید و مدیون هم میشید حداقل جنبه داشته باشید چیزی درباره اتون نوشتم به رو خودتون نیارید :))))))) هه ههههههه 

خب بریم سراغ روزمره هاااا.

شنبه که ماموریت داشتم و لابلای استراحتم اون پست رو نوشتم و بعد از کار هم رفتم تو کابینتی خریدم و دوستم هم زنگ زد هیلا کجایی بیام کمک و دستش درد نکنه تو راه شیرینی ام خریده بود و منم خوراکی خریدم و رفتیم با کمک هم آشپزخونه رو چیدیم و شووری ام اومد و یکم تمیز کاری انجام دادیم و برگشتیم خونه خواهرم.شبش هم سوتی مذکور رو دادم نیشخند

یکشنبه دوباره ماموریت داشتم و بعد از کارم بدو بدو رفتم دنبال خواهرم و باهم خوراکی و کلییییی فیلم ایرانی خریدیم و رفتیم خونشون و نشستیم به فیلم دیدن و خوراکی خوردن . اخرای فیلمه بود که شووری زنگ زد که میای خونه رو بقیه کاراش و بکنیم؟ گفتم آره و پاشدم بدو بدو حاضر شدم و کلی دستمال برای پاکسازی برداشتم و بدیو بدیو رفتم اونجا و کلیییی از کارای خونه پیش رفت و فقط مونده بود سالن.

دیگه دیروز هم بعد از ماموریت با اعصابی دااااااااااغون به خاطر اتفاقات محل کار رفتم چهارتا دونات اتحادیه اروپا خریدم و رفتم خونه مامانم این ها و یکم با بچه های داداشم بازی کردم و دونات خوردیم و من خوابم برد کنار بخاریییییییی واییییییییییی که چقدر گرما خوبهههههههههه البته برای من گرمای بیش از حد غیر قابل تحمله ولی خب وقتی گاز نداری و همش تو سرمایی این گرما میچسبه.

صبح دیروز هم به شووری اسمس دادم میای امروز دیگه بریم کلا خونمون؟؟؟ با پتو واسه خودمون لونه درست میکنیم و بالاخره این روزا میگذرههه شووری ام زد آرهههههههههههه و من در دلم کیلو کیلو قند آب شدددددخوشمزه خیلی ی ی ی خوشحال شدم که حاضره با من بیاد تو سرما.

هیچی خلاصه از خواب بیدار شدم و یه سری وسیله برداشتم و رفتم خونمون و شووری ام اومد و کلا خونه کاملا چیده شد ولی خب شوهر خواهرم هم اومد کمک و دیگه من هم دوش لازم بودم از بسسسس داغون و خسته بودم. رفتیم باز شب رو اونجا و شام هم لوبیا پلو خوردیم با ماست که آییییییییی چسبیییید بعد از اون همه کار. بعد از شام پریدم حموم و خودم رو تا میتونستم سابیدم و زیر اب داغ وایمیستادم تا خستگیا برن بیرون. بعد هم لباس گرم پوشیدم و خزیدم کنار شوفاژ و خسبیدم تا صبح و صبح هم خواب موندم ههههههههههه ههههههههه بیدار شدم دیدم ساعت 9 و ده دقیقه اس ساکتنیشخند 

خونمون هنوز کلی کار داره... پرده نداره که امروز میرم ایشالا برای خریدش فرش برای کف آشپزخونه میخوام و لوستر و ... این خورده ریزا مونده خلاصه ولی خب کم کم انجامش میدم. بعید میدونم حالا حالا گازش وصل شه خنثی شرکت گازم زنگ زدم ولی جواب درستی بهم ندادن حالا ایکشال نداره امروز میرم وسایلام رو جمع و جور میکنم و کوچ میکنم خونه جدید برنج و اینا رو که تو پلوپز میپزم و بقیه چیزام سولاردوم و ارام پز و ... هست. خدا بزرگه اصلا میریم میشینیم تو بغل خدا گرم میشیمممم زبان حالا امروز که ما تصمیم به کوچ به منزل جدید گرفتیم صااااف هوا کولاک و زمستونی شد. ای داد بیداد این هوا با من یکی سر جنگ داره.... دیشب هم یکی زنگ زد شووری دیدم گوشیش و گذاشت رو آیفون : یارو گفت سلام اقای شووریانی نیشخند زنگ زدم برای جشن بزرگ فلان دعوتتون کنم با خانواده هتل فلان... حالا تو بگو کییییی؟؟؟ همین آخر هفته که میشه جمعه که میشه.... که میشه چی؟؟؟ کی یادشه؟؟؟قلبخجالتنیشخند

همین دیگه. حالا من چی بپووووووووووووووووووووووووووووووشم؟؟؟

من برم به بقیه کارام برسم دوستتون دارم بغلماچ