سلام به گل منگولی های خودم

واااای انقدر کار ریخته سرم اصلا نمیدونم کدوم رو انجام بدمگریه هر دودقیقه یه بارم یکی میاد میگه اون کار چی شد این کار چی شد... منم قاطی کردم گفتم خوبه دیگه خانوم هیلائیان یه سر داره صد تا سودا... اییییییییییییش.

خب میپردازیم به دستورات آشپزی ای که خواسته بودید.

سالاد لوبیا:

لوبیا چشم بلبلی یه لیوان 

پیاز یه عدد کوچیک البته بستگی به ذاعقه اتون ام داره.

گوجه فرنگی یه عدد

ذرت کنسروی بسته به علاقتون

گنشیز و جعفری ساتوری شده به میزان لازم

سرکه بالزامیک و آبلیمو و نمک هم بسته به ذائقه اتون.

لوبیا رو میپزید و اونا رو هم نگینی خورد میکنید ریز ِ ریز. با ذرت و سبزی و سرکه بالزامیک و آبلیمو قاطی میکنید و میذارید به خورد هم برن. طعمش معرکه اس.....

 

پاناکوتا:

من این پاناکوتا رو از مرمری یاد گرفتم. خدا خیرش بده من رو نجات داد هروقت کم میارم پاناکوتا درست میکنم. اینطوری درست میکنم که البته حوصله ام از مرمری چون کمتره یه دست نمیشه و همیشه توش خورده شکلات میمونه...

یه لیوان و نیم شیر

دو بسته خامه صورتی

دو قاشق غذاخوری شکر (البته اگر شکلات تلختون 95 % هست پیشنهاد میکنم 4 قاشق شکر بریزید که عامه دوست داشته باشن وگرنه یه خورده تلخ میشه و همه پسند نمیشه)

4 قاشق چایخوری پودر ژلاتین

یک بسته شکلات تلخ

اول ژلاتین رو تو نصف استکان آب جوش حل میکنید بعد شیر و شکر و خامه رو میذارید رو گاز و هم میزنید تا یک دست بشه وقتی جوشید زیرش رو خاموش کنید و شکلات تلخ های تکه شده رو بهش اضافه کنید و در آخر آب حاوی پودر ژلاتین رو اضافه کنید و بذارید یخچال ببننده.

ماهی شکم پر:

گشنیز و جعفری ساتوری به میزان لازم

سیر چند حبه

پیاز دو عدد متوسط

گردو چند عدد

رب انار مقدارینیشخند

کلا مقادیرم عالیه همه اش چندتا و مقداری و بسته به خودتون و هه هه قشنگ معلومه آب دوغ خیاری آشپزی میکنمخندهنیشخند

پیاز و تفت میدید با سیر و بعدش سبزی ساتوری شده رو اضافه میکنید و گردو رو هم خورد میکنید و با رب انار بهش اضافه میکنید یکم که به خورد هم رفتن شکم ماهیتون رو پر میکنید و روش رو هم بعضیا آرد و ... میزنن که من نمیزنم دوست ندارم. همین.

بازم اگر چیزی هست که دوست دارید دستورش رو بگم بفرمائید تا بذارم.

دیروز طرفای ظهر شووری زنگ زد کجایی گفتم شرکت تو کجایی؟ گفت در شرکت بیا پاییننننننننبغل من و میگی انقدر خوشحال شدم حد و حساب نداشت رفتم دیدم  الویه و نون و نوشیدنی گرفته برامون. معده امون داشت سوراخ میشد خداییش خیلی خوشحال شدم.

یه جایی هست نزدیک شرکت یه کوچه ایه یه سکو بلند داره دور از دید عمومه و یه جای خیلی خلوته باور کنید شاید صد بار برید بیاید یکی رو نبینید...

بساط و پهن کردیم اونجا و تا اولین لقمه رو گرفتیم اونجا اتوبان شد... اصلا ترافیک انسانی شد یه وضعیخندهنیشخند به شووری گفتم یکم وایسیم در و همسایه و آشنا رو هم میبینیم بس که شلوغ شد اینجا...

میخواستم یه سری عکس بذارم ولی هرکار کردم منتقل نشد اینجا ایشالا شب از خونه میذارم. وووی چقدر فعالم مننیشخندبغل