سلام به دوستای عزیزم این پست یه مخاطبی داره که میدونم ممکنه با خوندنش اعصابتون بریزه به هم! اما سعی کنید نریزه چون من به شخصه با یه لبخند دارم مینویسم و آرومم و امیدوارم شما هم با آرامش بخونید و نخوندید هم چیزی از دست ندادید...

کلا من چیزی مربوط به خودم باشه میتونم راحت گذشت کنم اما اگر توهین به همسرم باشه اصلا نمیتونم بگذرم این توهین از طرف هر کسی که میخواد باشه حتی والدینم! حتی اگر عزیزانم توهین کنن جلوشون می ایستم چه برسه اون کسی که توهین میکنه یه دوست نما باشه و اون هم وقیح!

خیلی جالبه یه پست بدون اسم نوشته بودم به صورت موقت که میخواستم امروز پابلیشش کنم و بگم که هی فلانی! بسه! دیگه ادامه نده ... چند بار مودبانه ازت خواستم دیگه ادامه ندی اما امروز ورق برگشت و اون قدر وقاحت تو کلامش دیدم که ترجیح دادم این پست رو به جای اون پست بدون اسم پابلیش کنم! 

اول از همه از نازی عزیزم تشکر میکنم که با یه جمله! فقط یه جمله به من شجاعتی داد که بتونم در برابر تمام کسانی که بهم توهین میکنن بایستم.... مرسی عزیزم!ماچ

و میرسیم سر موضوع مربوطه!

اول بهت میگم که اگر به خودم توهین کرده بودی می تونستم بگذرم اما وقتی به همسرم توهین کردی نوچ! لزومی نمیبینم که بگذرم و بذارم به وقاحتت ادامه بدی ....

شاید برای تو گذشته باشه ... شاید آدم بزن دروویی هستی که به خودت اجازه میدی بری هرجایی و هر آنچه لایق خودته بگی و بعد هم به روی خودت نیاری و بگی تموم شد و رفت ... اما نه خانوم عزیز... بدون که من چنین آدمی نیستم... کاش یه اپسیلون جسارت و شرم و حیا داشتی و می آمدی وقتی تو لفافه بهت گفتم فهمیدم کی هستی با اسم خودت یه معذرت خواهی میکردی و کار هم به اینجا نمی رسید... ولی با خودت فکر کردی خیلی زرنگی.

روزی که اومدی و کامنت زیر رو گذاشتی دلم خیلی شکست و واگذارت کردم به خدای بالای سرم تا دیگه سخنرانی نکنی برای کسی که جاش نیستی:

وقتی این کامنت رو گذاشتی تازه از اولین روزهایی گذشته بود که اومدی وبلاگم و من شناختمت و خواستم که باهات ارتباط بگیرم. این جا هنوز با آی پی خودت کامنت گذاشتی و من خیلی زود فهمیدم ... وقتی پست گذاشتم و این کامنت رو تائید کردم و گفتم میسپرمت به خدا و من خدارو دارم و امیدوارم اودی کامنت های پایین رو برام گذاشتی:

همونطوری که میبینی محض یاداوری ، تو جوابم بهت رسونده بودم که فهمیدم کی هستی و تازه داشتم میشناختمت و.... !!!! اما تو فکر کردی اگر به روی خودت نیاری و سرت رو عین کبک بکنی زیر برف من هم یادم میره! همون جا هم خیلی مودبانه ازت خواستم دیگه وبلاگم نیای...

حتی وقتی خیلی ها اومدن تورو با مریم مزاحم قبلی وبلاگم اشتباه گرفتن بهشون گفتم آره همونه و نگفتم که میدونم کیه که فکر میکنه علامه ی دهره و به خودش اجازه میده به همه اونچه لایق خودش و خانواده اشه نسبت بده....

 

حتی وقتی اینقدر سر جواب کامنتات رو دادم و حتی خیلی هاش و تائید نکردم تا بفهمی بازم به روی خودت نیاوردی...

مگر میشه یادم بره آدمی رو که تا عکسش رو گذاشت امد بهم رمز داد و من تازه داشتم باهاش دوست میشدم که به خودش اجازه داد وقیحانه به همسرم توهین کنه... بله من کاملا یادمه اون روز رو!

و اما چیزی که خونم رو به جوش آورد این کامنت آخری بود که با وقاحت تمام  در حمایت از اون خانوما نوشتی!!!! تویی که گفتی حاضری بیست تا بچه پس بندازی.... تویی که خودت رو درجه یک و اول میدونی و به خودت اجازه میدی بگی یارو 100 کیلوس... و به راحتی همه رو قضاوت کنی.

 

میدونی چیه؟! دلم به حال اون بچه ای میسوزه که تو داری تربیت میکنی.... حتما پیش یه مشاور برو .... تو خودبرتر بینی و خودشیفتگی داری... به راحتی همه رو قضاوت میکنی و به راحتی به هرکسی که بخوای توهین میکنی.... برات متاسفم...... 

و البته برای خودم هم متاسفم که باز لحظه ی آخر دلم سوخت و اسمت رو هیدن کردم اما قول نمیدم که هیدن بمونه ممکنه پشیمون شم و بذارم تا همه ببینن که چه شخصیت دو رویی داری و حتی جربزه نداشتی بیای با اسم خودت و با یه لحن مودبانه نظرت رو بهم بگی....

متاسفم که آدمایی مثل تو این دنیای مجازی رو هم به آلودگی میکشن....

متاسفم که فردا روز فرزندی رو تحویل جامعه میدی که یحتمل مشکلات خودت رو بهش منتقل کردی...

خیلی در افشانی ها کردی توی وبلاگم که حتی برام ارزش نداری پیداشون کنم و بذارم تا همه ببینن! گاهی وقت ها حسادت از تک تک کلماتت فوران میزد بیرون...

از خدا میخوام که دل صافی بهت بده تا بتونی بی قضاوت و بددلی با مردم یک رنگی کنی...

بدون که هر بار که اومدی با اسم خودت مثلا گفتی اوا خیلی وقته نیومدم، در حالی که با شخصیت "م" ت دوروز قبلش نظر داده بودی ، بهت پوزخند زدم! حتی برام ارزش نداشتی مچت رو بگیرم! الان هم که میبینی این ها رو نوشتم اول برای این بود که اسمت رو همه ببینن که بعد پشیمون شدم فعلا....! و بعد هم برای این بود که وقاحت و بی شرمی رو به نهایت رسوندی.....

از خدا میخوام بهت آرامش بده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!